انتشارات اهورا

[تلاشی برای معنا یابی و معناسازی علی صالحی بافقی در کتاب من یک دوزیستم]

من یک دوزیستم
 
سریا داودی حموله، روزنامه آرمان
 صالحی بافقی

علی صالحی بافقی در مجموعه  «من یک دوزیستم» (1) شاعری جزء نگر  و عینیت‌گراست که می‌خواهد با فضا سازی‌های نوستالژیکی  به پرسش‌های مخاطب پاسخ بگوید. خلاقیت در متن وابسته به عناصر زبانی و سطرهای عینی و ذهنی، عبارت‌های ساختمند و غیرساختمند و گزاره‌های همگن و غیر همگن است. شاعر با ذهنیت پرسشگری و حرکت‌های زبانی و بیانی آگاهانه  در دل پدیده‌های محسوس عصیان می‌کارد: «وقتی تمامِ جانوران خشکی‌ها/ روزگاری/آبزیانی بوده‌اند/که شهامت ترک دریاها را داشته‌اند/من چرا به چشم‌های تو برنگردم؟»ص134. در «من یک دوزیستم» مضمون‌های «منِ» رمانتیک  و «منِ»  اجتماعی به می‌آمیزند تا احساسات عاطفی برانگیخته شود. شاعر با لحن گزارشی و روایت خطی اساس متن را تحت‌الشعاع زبان روایی قرار می‌دهد؛گویا شاعر به تکنیکی رسیده که تکنیک را نشان ندهد.(2) شعری روایت مدار و زمانمند که غرابت‌های زبانی و رابطه نامحسوس بین اشیاء و پدیده‌ها در متن آن تنیده شده‌اند.در خلاف آمد عادت در فضایی نیمه تغزلی گام برمی‌دارد که برجستگی تِم ( درون‌مایه)‌های فلسفی، سیاسی، اجتماعی و فردی در زبانی روایی نمود پیدا می‌کند. صالحی با عینیت‌های نوستالژیکی به توصیف فعل‌های استعاری می‌پردازد. رویداد و حوادث متن بیشتر تحت تاثیر لایه‌های زبانی است که با هنجارشکنی‌های متعارف  ذهن مخاطب را درگیر مفهوم‌سازی می‌کند. با موتیف‌های مختلط و ذهنیت آگاهانه از فضای وهمی‌و احساس‌های رقیق فاصله می‌گیرد تا اسیر سانتی‌مانتالیسم نشود و با اتودهایی از رنگ و معناهای متعارف کلیت زبان و معنا را می‌سازد. متنی انعطاف‌پذیر و سیال که از نظر ساختاری به سمت شفافیت مضمونی می‌رود.شاعر با مضمون‌پردازي از ابژه‌هایی که در ذهن مخاطب یادآور  نماد و نشانه‌هایی  خاصی هستند به عمق هستی اشاره می‌کند.نوآوری در شعر وابسته به زبان روایی  و فضای نوستالژیکی باورمندانه است. تقابل واقعیت و رویا در نحو افقی جهت هنجارگریزی مفهومی‌ در زیرساخت‌های روایی است که در این محاکات نوعی عصیان زدگی رقم زده می‌شود. که با توجه به عنصر روایت ارجاعات بیرونی(ابژه‌ها)را درونی(سوژه)می‌کند: «در بیشتر جیب‌هایم/ چیزهایی پیدا می‌شوند/که ناگهان شادم می‌کنند/ و لباس‌های زمستانی/ همیشه جیب‌های بیشتری دارند/ اگر این روزهای تابستان/تمام شوند» ص 103. «من یک دوزیستم» در حوزه زبان شعری بسیط و بی آلایش است، که جذابیت‌های شنیداری و  انگاره‌های ساختاری در رویکرد خردمندانه نقش گرفته‌اند.شاعر با المان‌های تاریخی و اجتماعی به  وحدت زبانی و فرمی‌دست می‌زند.حس ستیزگی با اشیا و جهان و مافیه در تناسب با عناصر زبانی است.با عینیتی بر گرفته از ظرفیت‌های کلامی‌به‌سمت مفاهیم ساختاری  می‌رود و با روایت‌های حسی  و پرداخت به مفاهیم اجتماعی از عادت‌های زبانی دور می‌شود. سطرها در کنش تقابلی مانند یک تراژدی در حال شکل گرفتن همدیگر را جذب می‌کنند،از این رو عشق و  مرگ تنها روایت صریح و روشنی است که در لایه‌های زیرین متن خود را نشان می‌دهند.مرگ اندیشی از تم‌های فرعی مجموعه است، مرگ  موتیف قطعی هر چیزی در این دنیا را از تاریکی به صحنه‌های روشن می‌کشاند: «از خنده‌های تو می‌میرم/ و همیشه فکر می‌کنم/ گریه‌هایت/ با من که از خنده‌های تو می‌میرم/ چه خواهند کرد»ص 151. صالحی بافقی برای برجسته شدن متن از روایت‌های تصویری بهره می‌برد که از لحاظ فرم و مضامین وجه افتراق و اشتراکی با هم دارند. زبان ساختاری شعرها حاصل تضاد و تردیدهای ذهنی می‌باشد که در این راستا رفتارهای تاکتیکی زبان موازی تک گویی‌های درونی است. گرچه در  بعضی شعرها فرم جای محتوا را تنگ کرده است اما در کلیت متن فرم و محتوا اجزا جدانشدنی و لاینفک هستند. شاعر برای گریز از  پیچیدگی‌های نحوی با دخالت‌های آگاهانه و محسوس  به جابه جایی فعل‌ها دلبسته است.شعرها بیشتر جنبه شنیداری دارند و شاعر برای  تثبیت زبان و معنایابی و معناسازی در تلاش است. گاه با بازی‌های زبانی و تناقض گویی به تعقید لفظی و معنوی روی می‌آورد که این نوستالژیکی‌های روایی منوط به پارادایم‌های «من انسانی» می‌باشد: «از انجمن‌های حمایت از حیوانات/به‌خصوص گونه‌های در حال انقراض/خواهش کنم/ از ما جانوران تاکسیدرمی‌ شده هم/محافظت کنند»ص 106. پی نوشت:1- «من یک دوزیستم»،علی صالحی بافقی،نشر سرزمین اهورایی،چاپ اول 1393. 2- «در شعر باید به تکنیکی رسید که تکنیک اش را نشان ندهد» مایاکوفسکی.

در روزنامه‌ی آرمان بخوانید.

 

خبرنامه اهورا

نام:

ایمیل:


گالری تصاویر اهورا کارت

پاتوق‌های فرهنگی