انتشارات اهورا

[عزیز نسین در سرزمین اهورایی، ایستگاه عشق]

18[سیب آوردم... سیبِ سرخِ خورشیـد]


#نمایشگاه_کتاب
سیب آوردم، سیبِ سرخِ خوشید...
ایستگاه عشق عنوان مجموعه عاشقانه‌های #عزیزـنسین با ترجمه‌ی #ابوالفضل_پاشا در فروست  شعر جهانِ انتشارات در نمایشگاه کتاب سی و یکم برای اولین بار در غرفه‌ی انتشارات سرزمین اهورایی عرضه خواهد شد.
مهمت نوسرت Mehmet Nusret یا همان محمت نصرت در 20 آرالیک منطبق بر ماه دسامبر و در سال 1915 دیده به جهان گشود. زندگی‌نامه‌ی او را چرا من بگویم؟ از زبان طنزآمیز خود او بشنوید که در سال 1968 و در 53 سالگی این‌گونه نوشته است:
«پدرم در سیزده‌ سالگی از یکی از روستاهای آناتولی به استانبول آمد. مادرم هم وقتی خیلی بچه بود از روستای دیگری در آناتولی به استانبول آمد. آن‌ها مجبور بودند سفر کنند تا یک‌دیگر را در استانبول ببینند و ازدواج کنند تا من بتوانم به دنیا بیایم. حق انتخابی نداشتم، به همین دلیل در زمانی بسیار نامناسب، در کثیف‌ترین روزهای جنگ اول جهانی، سال 1915؛ و در جایی نه چندان درخور توجه به نام جزیره‌ی هیبلی، متولد شدم. هیبلی، ییلاق پولدارهای ترکیه در نزدیکی استانبول است و از آن جا که پولدارها نمی‌توانند بدون آدم‌های فقیر زنده بمانند، ما هم در آن جزیره زندگی می‌کردیم. با این حرف‌ها نمی‌خواهم بگویم که آدم بدبختی بودم. برعکس، خوش‌شانس به شمار می‌آمدم که از یک خانواده‌ی ثروت‌مند، نجیب‌زاده و مشهور نبودم.
نام من «نوسرت» یا همان «نصرت» بود. نصرت واژه‌یی عربی‌ست به معنای «کمک خداوند». این اسم مناسب خانواده‌ی ما بود چون آن‌ها امید دیگری جز خدا نداشتند.
اسپارتاهای قدیمی، بچه‌های ضعیف و لاغرشان را با دست خود می‌کشتند و تنها بچه‌های قوی و سالم را بزرگ می‌کردند. اما برای ما ترک‌ها این فرآیندِ انتخاب به وسیله‌ی طبیعت و جامعه انجام می‌شد. وقتی بگویم که چهار برادر من که نتوانسته بودند شرایط نامطلوب محیط را تحمل کنند در کودکی مرده‌ بودند، خواهید فهمید که چه‌قدر کله‌شق بودم که جان سالم به‌در بردم. البته مادرم در 26 سالگی مرد و این دنیای زیبا را برای قوی‌ترها گذاشت...
شصت‌وهفت سالگی


روزی که به دنیا آمدم
روزها به درازا کشید
چنان جان خواهم سپرد
که شب‌ها به درازا بکشد
و چنان جان خواهم سپرد
که جدا از روزها و شب‌ها
کسی متوجه مرگ نشود

[ دنیا خانه‌ی من است ]
@ahoorapress #نمایشگاه_کتاب_تهران  #انتشارات_سرزمین_اهورایی در سی‌ویکمین
نمایشگاه کتاب تهران با مجموعه شعر #عزیز نسین به ترجمه‌ی ابوالفضل پاشا با عنوان
"ایستگاه عشق" در انتظار شما است.

شبستان راهرو 18 غرفه 4

خبرنامه اهورا

نام:

ایمیل:


گالری تصاویر اهورا کارت

پاتوق‌های فرهنگی