انتشارات اهورا

[ویسواوا شیمبورسکــا با کتابی جدید در نمایشگاه سی‌ام]

 

6#نمایشگاه_کتاب

یک کتاب بیش‌تر بخوانیم

"همین قدر کافی است "مجموعه‌ای جدید از ویسواوا شیمبورسکا با ترجمه میثم سراج در تازه‌های نشر سرزمین اهورایی منتشر شد. شعر ویسواوا مواجهه با خویشتن است: خویشتنی بیرون آمده از بطن زندگی از بطن جنگ از بطن خیانت‌ها و خونریزی‌ها، اما دستمایۀ او نه خشونت است و نه خونریزی، او سلاحی بُرنده‌تر دارد: طنز زبان شعری شیمبورسکا برایند ذهنی ژرف‌نگر و عمیق و واژگانی بازیگوش و سُرنده در نحوی جذاب و طناز است. او همانقدر جهان را در ملغمه‌ای از حماقت‌ها و بی رحمی‌ها نشان می‌دهد که برای غُبن‌ها و حسرت‌هایش رنج می‌برد، و این رنج را تنها در غور کردن در اعماقِ کالبدِ یک زندگی، یک شهر، یک رابطۀ عاشقانه یا یک اتفاق پیش پا افتاده رصد می‌کند. شعر او همانقدر که در دل سادگی‌ها و روندگی‌های زندگی سیلان دارد، در اسطوره‌ها و آرکی تایپ‌های زندگی بشر امروز نیز هستی را می‌کاود و موقعیت امروز او را در بستری اسطوره‌ای و گاهاً تاریخی برجسته کرده، و گاه به سُخره می‌گیرد. از این رو خوانندۀ شعر‌های شیمبورسکا، با لایه‌های متنوع کلامی و نیز معنایی مواجه است که در سیر خوانش شعر‌ها با سطوح مختلفی روبرو می‌شود، که گاهاً از فرطِ سادگی شاید نتواند به عمق اندیشه و نگاه شاعر در خوانش نخست برسد. از این رو شعر شیمبورسکا شعر ذهن تنبل نیست و دقیقاً در همین شکل می تواند بسیار قابل دریافت برای حتی شعر ناشناس‌ها باشد...

 

از شعرهای‌کتاب:

اقرار های ماشینی که سواد خواندن دارد


من: عدد سه به علاوه‌ی چهار تقسیم بر هفت،
شهرتی برای خودم دست و پا کردم
به واسطۀ مهارت‌های گسترده‌ی زبانی‌ام.
هزاران هزار زبان مختلف را
که انسان‌های منقرض شده در طول تاریخ
ساختند
من کشف کرده‌ام.

همۀ آن‌چیزی که با نشانه‌های مختلف نوشتند،
حتی اگرچه تمامشان
در لایه لایه‌ی فجایع گوناگون فشرده شده‌اند،
من اما عصاره‌شان را می کشم و
به همان شکل اولیه
بازسازی‌شان می‌کنم.

تعریف از خود نباشد-
می‌توانم مواد مذاب را هم بخوانم
و خاکسترها را نیز
ورق بزنم.

هر چیزی را که نامی از آن برده شده باشد
بر روی صفحه نشان می دهم،
این‌که کی به وجود آمده‌اند و از چه چیزی ساخته شده‌اند
و اصلا برای چه به وجود آمده‌اند.

و اگر روی دور بیفتم
سری به بعضی از نامه‌ها هم می‌زنم
و غلط‌های املایی‌شان را تصحیح می‌کنم.

اعتراف می‌کنم  که:
بعضی از واژه‌ها برایم دردسر سازند.

برای مثال هنوز دقیقاً نمی‌توانم
«شرایط روحی» را توضیح بدهم.

برای «روح» هم همین‌طور است، اصطلاحی عجیب و غریب.
تا حالا به این نتیجه رسیده‌ام که نوعی مِه است،
به نظرم بیشتر از موجودات میرا دوام می‌آورد.

اما دردسر بزرگتر کلمه‌ی «هستم» است.
عملی که می‌شود آن را
 سطحی‌ترین عمل به حساب آورد،
آن هم در حالتی جهانی
با این‌که نه فراگرفتنی است و نه آموختنی،
درست کمی قبل از زمان حال،
به صورتی ناتمام و ناقص شکل می‌گیرد
اگرچه از مدت‌ها پیش
باور کرده‌ایم
که کامل است.

اما این می‌تواند تعریفی کامل باشد؟
اختلالاتی روی خط، صدای همهمه و خش‌خش چرخیدن میخ‌ها.
کلید مرکزی
چشمک نمی‌زند،
بلکه دود می‌کند.

فکر می‌کنم که باید از دوست قدیمی‌ام:
دو پنجم صفر ممیز یک دوم
کمکی برادرانه بخواهم.

برای گفتن حقیقت او یک ابله است
اما ایده‌های خارق العاده ای دارد.

 

همین قدر کافی است مجموعه شعرهای ویسواوا شیمبورسکا با ترجمه‌ی میثم سراج  در فروست شماره‌ی48 شعر جهان انتشارات سرزمین اهورایی با گرافیک و طرح جلد مجیدضرغامی منتشر شده است و به زودی در سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در غرفه‌ی ناشر رونمایی و عرضه خواهد شد.

خبرنامه اهورا

نام:

ایمیل: