انتشارات اهورا

[شاعری از تبار سرخپوستان آمریکا در بیست‌وهشتمین نمایشگاه کتاب تهران]

harjo002

 

 

کتاب "مثلن همین کلاغ" مجموعه شعرهای جوی‌هارجور به ترجمه سهند آقایی و پروانه فخام‌زاده به همراه طرح جلد مجید ضرغامی برای اولین بار در نمایشگاه کتاب بیست و هشتم در غرفه‌ی انتشارات سرزمین اهورایی به مخاطبین شعر جهان با تخفیف نمایشگاه عرضه خواهد شد.

جوی هارجو  به سالِ 1951 در تولسای اوکلاهُما متولّد شد. نَسَبَش آمریکایی-کانادایی، و شاخه گرفته از میراثِ ماسکوگیایی- کریکِ  نیاکانش است؛ اتّفاقی که در آثارش به هم‌صداییِ نمادها، ارزش‌ها و اسطورههای بومیِ آمریکا منجر می‌شود.نخستین دفترش، واپسین ترانه  در 1975 منتشر شد؛ شعرهایی جمله مولودِ اوکلاهُما و نیومکزیکو .نخستین منظومه‌اش، کدام ماه مرا بدینجا کشاند؟ مجموعه‌ای است که با واپسین ترانه آغاز می‌شود و به آمیزه‌ای از تجربیاتِ روزمره و حقایقِ عالمِ معنا می‌انجامد. آثار دیگر او عبارتند از «او چند اسب داشت» ، « رازهایی از مرکزِ جهان»، «در عشقِ دیوانه و جنگ» ، که جوایزی چند را برای او به ارمغان آورد، آشکارا با سیاست، سنّت و گرامیداشتِ جنبه‌های دیگرگون‌شوندۀ شعر پیوند می‌خورد. نیمۀ نخستِ کتاب یادآورِ اعمالِ خشونت‌باری چون کشتنِ رهبرِ سرخپوستان است و کندوکاو می‌کند سختی‌های بومیانِ آمریکا را در جوامعِ مدرن؛ و نیمۀ دیگرِ کتاب اغلب به روابطِ افراد و دگرگونی‌های فردی اشاره می‌کند. ذفتر دیگر او منظومۀ منثوری به نام:  «زنی که از آسمان فروافتاد» است. از آثار دیگر او: «شعر و افسانه» نام دارد. شاعر در کتابِ چگونه انسان شدیم: گزیدۀ شعرهای 1975 تا 2001 و شعرهای جدید ، به بازیابیِ مفاهیمی چون نقشِ هنرمند در جامعه، عشق، پیوندِ میانِ هنرها، بنیانِ خانواده و معنای انسانیت پرداخته‌است و با سرود، اسطوره و شکلهای روایتیِ پیشینیانش، قومی را به قومِ دیگر پیوند می‌زند. جوی هارجو هم‌اکنون در دانشگاه آریزونای آمریکا دروس  نویسندگی خلاق و ادبیات بومی آمریکا را تدریس می‌کند.

از شعرهای کتاب:

سرایم سرزمینی‌ست سرخ
سرایی که می‌توانست مرکزِ زمین باشد
خانه‌ای بیکرانه
بلند
نه حقیرانه چون توکیو
پاریس
و یا نیویورک


نمی‌توانی از کنارش بگذری
نمی‌توانی نادیده‌اش بگیری
و یا بخواهی که واژه‌ها را
در هوای توصیفش کوچک بیابی
که صدا
تنها در اشکالِ مقدّس است که می‌ماند
در اشکالِ مقدّس و خاموش


مثلن همین کلاغِ ابلهِ دیوانه
که در زباله‌های کنارِ طویله
پسماندۀ غذا گرفته به منقار
مرکزِ جهانش تکّه‌ای چربیست
او نمی‌گوید که این خاک همچنان
سرخ است ازپسِ قرن‌ها گریه و خنده
او می‌خندد
نشسته بر رواقِ گنبدِ نیلی
او می‌خندد
نشسته بر فرازِ طاقیِ خانه

.

 

* مثلن همین کلاغ کتابی منحصر به فرد است که با ترجمه‌ای روان و تاثیر گذار برای اولین بار از جوی‌هارجو در ایران منتشر شده و برای اولین بار در نمایشگاه بیست‌و هشتم عرضه و رونمایی خواهد شد. از داشتن آن خوشحال خواهید بود.

خبرنامه اهورا

نام:

ایمیل: