انتشارات اهورا

[سرزمین اهـورایی عاشقانه‌های آن سکستـون را به مجموعه‌ی شعر جهان خود افزود]

altدر روزهای پایانی از هفته‌ی کتاب و همزمان با برنامه‌های بزرگداشت این هفته، انتشارات سرزمین اهـورایی طبق برنامه‌ی قبلی تولید خود ضمن بازنشر آثار خاص فرهنگی به منظور داشتن سهم اندکی در روزهایی که به نام یار مهربان آراسته شده است، در این روز کتاب «عشق دیوانگی و مرگ»  عاشقانه‌های آن سکستون با ترجمه طیبه شنبه زاده که فروست شماره 15 شعر جهان سرزمین اهـورایی را بر تارک خود دارد منتشر کرد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سرزمین اهـورایی  کتاب  منحصر بفرد« عشق دیوانگی و مرگ » با ترجمه مترجم  و شاعر گرامی طیبه شنبه‌زاده  در فروست شعر جهان این انتشارات و در مجموعه‌ی عاشقانه‌های جهان سرزمین اهـورایی منتشر شده و روانه‌ی بازار نشر شده است.
آن سکستون  متولد نوامبر 1928 درماساچوست آمریکا است و از او به عنوان یکی از پیش‌گامان مکتب (Confessional poetry ) نام برده می‌شود او هم نسل شاعرانی نظیر سیلویا پلت است. آن در سال ١٩۴۸ عاشق  آلفرد مولر ( کایو ) شد و برای رسیدن به او از محل اقامت خود گریخت. اوایل دهه‌ی 70 از کایو صاحب دو فرزند به نامهای لیندا گری سکستون و جویس سکستون شد. پس از ازدواج و به دنیا آمدن دخترش لیندا نخستین نشانه های بیماری روحی و افسردگی در آن پدیدارشد. سکستون در بسیاری از نوشته‌های‌اش صادقانه از نبرد خود با بیماری اعصاب که بخش عمده‌ای از زندگی‌اش را با آن درگیر بود، صحبت کرده است.. او به تشویق دکتر مارتین اورن – پزشک و درمان‌گرش در بیمارستان گلن ساید – به سرودن شعر پرداخت. چندی بعد در اولین کارگاه شعر تحت نظر جان هولمز، شروع به فعالیت کرد. در پی تجربه‌های موفقیت‌آمیز و چشم‌گیر ِ شاعرانه‌اش، از سوی رسانه‌های مطرحی مثل نیویورکر، Harper’s Magazine   و Saturday Review مورد توجه قرار گرفت.   سکستون در سال ١٩٧۵ با سیلویا پلت در کارگاه شعر رابرت لاول، حضور یافت و بعدها، خودش در کالجی در بوستون به تدریس شعر پرداخت. او جایزه ی شعر اودینس را در سال ۱۹۵۹ دریافت کرد. اولین کتابش در آوریل سال ۱۹۶۰ نامزد جایزه ی ملی کتاب شد.در سال ۱۹۶۸ به تدریس شعرمشغول شد. و در همان سال در پی علاقه مندی به بیتل ها، یک گروه موسیقی را تشکیل داد که شعرهای خودش را می خواندند.  در سال ۱۹۷۲ به عنوان مدرس شعر در دانشگاه بوستون انتخاب شد.در اواخر ١٩۶٠ و اوایل ١٩٧٠ میلادی، رفته‌رفته نشانه‌های بیماری شیدایی (مانیا) در او بارز شد و تأثیر زیادی بر زندگی و سروده‌های‌اش به جای گذاشت. با این وجود، کماکان می‌نوشت، منتشر می‌کرد و آثارش با استقبال دوست‌داران کارهای‌اش روبه‌رو می‌شد.
آن سکستون در سال ١٩٧۴، در گاراژ خانه‌اش با گاز مونوکسید کربن خودکشی کرد و در بوستون ِ ماساچوست به خاک سپرده شد.
از شعرهای کتاب:


ما

پیچیده شده بودم
لای مخمل سیاه و مخمل سفید
تو بازم کردی
و در نور طلایی رنگ
بر سرم تاج گذاشتی
بیرون
مورب و شدید  
برف می بارید
دانه های ده اینچی برف
مثل ستاره
در تکه های کوچک کلسیم
فرو می ریخت
ما در بدن های شخصی مان بودیم
(همان اتاقی که ما را سوزاند)
تو در بدن من بودی
(همان اتاقی که بیشتر از ما دوام آورد)
انگشت هایت با حوله خشک کردم

چرا که برده ات بودم
بعد پرنسسم نامیدی
پرنسس!
در پوست طلایی ام ایستادم
اوراد مذهبی را ضرب گرفتم
لباس ها را پس زدم
افسار را پاره کردی
عنان را گسیختی
دکمه ها را گشودم
استخوان ها را شکافتم
سرآسیمگی ها ،
کارت پستال های نیو انگلند
و ده ِ شب های ژانویه را .
 وبعد مثل گندم
شکفتیم
جریب به جریب
وبعد درو کردیم
درو.

سعید آرمات در مقدمه کتاب «عشق دیوانگی و مرگ» آورده است: « عجیب نیست که درست در پس واکاوی هایی که شاعر در ذات هستی خویش دارد روی دیگر سکه ی مرگ ، نگاهی است عاشقانه اما توأم با جنون . جنون همچون زنبوری است که به هر کجا بخواهد می پرد و بر هر چه بخواهد می نشیند . اگر بخواهد نیشی هم در ما فرو می کند با عشقی که همواره در جای جای روح شاعر در حال تبانی است با مرگ . به هر حال این شاعر است که دست به برگزیدن می زند و در این اختیارِ نه چندان مختار دو مفهوم کلان را از هستی بر می دارد . دو مفهوم همچون دو کلان روایت همچون دو کهن الگو که سر تاسر شعر بسیاری شاعران شرق و غرب را تحت سیطره ی خود دارد . مرز بندی درست و دقیقی هم در کار نیست در شعر آن سکستون به خصوص هر جا شاعر از انسانی یاد می کند که روزی شیفته ی او بوده بلافاصله پای مرگ نیز به میان می آید آن جا که با همه شیفتگی از مادر ش و مادر بزرگش یا دوستش سیلویا پلات حرف می زند خطوط موازی عشق و مرگ به نقطه ی تلاقی می رسند . از سویی نوشتن برای او نوعی درمان است نوعی درمان که به توصیه دکتر مارتین  روانپزشک او صورت می گیرد. بیهوده نیست که شعر آن سکستون را  بسیاری از منتقدان  شخصی و خصوصی دانسته اند  اما با این حال اگر نبود آن حس مشترک ما با او؛ آن هم ذات پنداری ؛ چه چیزی می توانست گستره شعر او را در جهان معاصر تا این اندازه فراخ کند
مناقشه ای ظاهراً در نقد شعر او در امریکا در کار است او را به همراه سیلویا پلات و اسناد گرس شاعران اعترافی نام نهاده اند هر نامی بر او بگذارند مهم نیست چرا که شعر چیزی جز اعتراف های شخصی شاعر نیست ؛ اعتراف های شاعر در وهله ی اول به شاعر بودنش به نزد خودش ...»


کتاب عشق دیوانگی و مرگ، عاشقانه‌های آآن سکستون با ترجمه طیبه شنبه زاده و طرح جلد مجید ضرغامی که فروست شماره‌ی15 شعر جهان انتشارات سرزمین اهـورایی را به همراه دارد  توسط انتشارات سرزمین اهـورایی در قطع رقعی منتشر شده  است. شما می‌توانید این کتاب را از کتابفروشی شهر و محل خود تهیه کرده و یا از طریق فروشگاه کتاب مجازی سایت خریداری کنید. همچنین می‌توانید آن را در تهران از کتابفروشی اهـورا شعبه شمال تهران انتشارات سرزمین اهورایی واقع در طبقه هنرمندان مرکز تجاری قائم شماره 3186 در میدان تجریش به تلفن 22720409 خریداری کنید..

خبرنامه اهورا

نام:

ایمیل: