انتشارات اهورا

[چاپ سوم عاشقانه‌های نـزار قبانی در راه است]

nazar_jeldچاپ سوم کتاب " از من نپرس چرا دوستت دارم "، عاشقانه‌های نزار قبانی به ترجمه رضا عامری به زودی منتشر می‌شود. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سرزمین اهـورایی چاپ سوم کتاب عاشقانه‌های نزار قبانی کمتر از یک سال به چاپ سوم رسیده است. این کتاب که فروست دوم شعر جهان انتشارات را از آن خود کرده است از پرفروش‌ترین عاشقانه‌های جهان است و به زودی به همراه سومین چاپ چند مجموعه‌ی دیگر از عاشقانه‌های جهان سرزمین اهـورایی راهی بازار نشر می‌شود. رضا عامری شاعر و مترجم نام‌آشنای معاصر در بخشی از مقدمه این کتاب آورده است:

" نزار قباني در 21 مارس 1921 در خانه‌اي قديمي از خانه‌هاي دمشق به دنيا آمد، به قول او ‌روزي که طبيعت نوروز خود را جشن مي گرفت  : « زمين و مادرم در يک زمان بار دار شدند و با هم وضع حمل کردند... آيا اين تصادفي بود که تاريخ ولادتم در فصلي بود که زمين شکوفا مي‌شد و طبيعت لباس نو مي‌پوشيد؟ يا اين که تقدير من بود که در آغاز نوروز که فصل تغيير و تحولات بود، به دنيا بيايم » نزار قباني لقب عاشقانه سراي بي‌همتا را در شعر عرب تصاحب کرد و در راه  صلـح و آزادي و رهايي زنان از تفکرات قبيله‌اي نقش مهمي ايفا کرد. علي‌رغم نگاه‌هاي متناقضي که به آثار او صورت گرفته او منادي مدرنيسم و تجدد بوده است. و کتاب ها و نامه‌هايش حافظه و ذائقـه جديدي به شعر عربي داده ، همچنانکه توجه او به زبان مردم کوچه و بازار و مقاومتش در برابر « فرهنگ مذکر »  و صراحت و جسارتش در اشعار و شکستن تا بوهاي اجتماعي، شعر و عاشقانه‌هاي او را به خانه‌ها و  کوچه و خيابان کشانده است. علاوه بر اين خواندن اشعارش توسط  خواننده‌هاي بزرگ عرب نظير « عبدالحليم حافظ » و «‌ ماجده رومي » و « کاظم الساحر » باعث بيشتر پخش اين اشعار درفرهنگ مردم گرديده است.

نزار قباني شاعري بود که همواره به دگرگوني و انقلاب در شعر مي‌انديشيد، به تجربه اي در تنش ميان شعر مدرن که نماينده مدنيت و شهريتي جديد است و انديشه‌هاي  بصيرت‌ياب سنتي شعر کلاسيکي که هنوز در قلعه‌هاي باستاني خود براي حفاظت از سنت‌ها و به قصد بازتاب محاکات سنگر گرفته‌اند... او  در تاريخ اول ماه مه 1988 در لندن درگذشت، و پيكرش در « دمشق » زادگاه خود شاعر به خاک سپرده شد.."

شما می‌توانید سومین چاپ از کتاب عاشقانه‌های نزار قبانی به نام [از من نپرس چرا دوستت دارم] به ترجمه رضا عامری، مدیریت هنری و طراحی مجید ضرغامی را از کتاب فروشی‌ها تهیه کرده و یا از طریق فروشگاه مجازی سایت انتشارات سرزمین اهـورایی خریداری کنید.

از شعرهای کتاب:


بيروت و عشق و باران


توبگو كجا. . .
قهوه‌خانه‌اي كه مثل شمشير در دريا فرورفته
تو بگو کجا. . .
من تسليم مرغان ماهيخوار چشمانم توام
كه از انتهاي زمان مي‌آيند
در بيروت وقتي باران مي‌بارد
عاشق ترم
بيا توي باراني خيسم
توي پوستم. . . زير پوستم

مثل ماهي‌قرمزي
از اين چشمم به چشم ديگرم برو

چهره ام را
بر صفحه باران نقاشي كن
برصفحه شب
برقص
در ترانه ناودانها
زير خاكسترت پناهم ده
چون مسيح
مصلوبم كن
آتشم بزن
با گلاب و عطر بيلَسان
در وسط ميدان. . .
زير برگهاي له شده
پنهانم کن
تاريخ را رها كن
تاريخ پادشاهان و قديسان را
گرگ باش و شب‌ها زوزه بكش
مثل زخم روي سينه‌ام
آتشفشان باش، بزن
از مرگ پُرم كن

وقتي در بيروت باران مي‌بارد
شاخه‌هاي دلتنگي رشد مي‌كنند
من دو نخلم
در كنار تو
اي آب روانم !
جايي را در ذهن ندارم
هر جا كه مي‌خواهي ببر و رهايم‌كن
روزنامه‌اي برايم بخر و يك مداد
شراب و يک پاکت سيگار
كليدهاي من اينهاست
مرا ببر
در مسير باد و سرنوشت
سمت ناودانهايي كه بي‌نامند

كمي دوستم داشته باش
نظم رفتنت را به هم بريز
كمي دستت را به من بده
كه امتداد دستانت
بنـدرِ آرامش است



خبرنامه اهورا

نام:

ایمیل: