انتشارات اهورا

اخبار فرهنگی و هنری

[تخفیف30درصدی و ارسال رایگان کتاب به مناسبت هفته کتاب‌خوانی و روز کتاب‌گردی]

0000انتشارات سرزمین اهورایی به مناسبت هفته‌ی کتاب و کتاب‌خوانی و روز کتاب‌گردی از تاریخ 94/8/28 لغایت 94/9/1 کلیه‌ی کتب و محصولات هنری خود را به صورت آنلاین با 30% تخفیف به فروش می‌رساند. علاقمندان در سرتاسر ایران می‌توانند با بازدید از سایت این انتشارات و انتخاب محصولات خود از فروشگاه مجازی سرزمین اهورایی، پس از پرداخت آنلاین وجه، آدرس دقیق و نام  را خود  را به سامانه‌ی پیامکی این انتشارات به شماه‌ی 09379103299 ارسال کرده و از همین طریق رسید ارسال دریافت نمایند. قابل ذکر است هزینه‌ی پست کتاب در این 3 روز به عهده انتشارات سرزمین اهورایی است و خریداران تا پایان اجرای این طرح هیچ وجهی بابت دریافت کتب و محصولات فرهنگی این انتشارات پرداخت نخواهند کرد. مهلت استفاده از این طرح، تا پایان روز شنبه اول آذر ماه نود و چهار است.

 

پ ن: گزارش خبرگزاری ایبنا از برنامه‌ی روز کتابگردی، انتشارات سرزمین اهورایی:

تخفیف 30 درصدی «سرزمین اهورایی» به مناسبت روز کتابگردی

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۵۹
انتشارات «سرزمین اهورایی» به مناسبت هفته کتاب و روز «کتابگردی» از 28 تا 30 آبان‌ماه، تمامی کتاب‌ها و محصولات فرهنگی خود را با تخفیف ویژه 30 درصدی عرضه می‌کند. گزارش کامل در IBNA بخوانید.

[سرزمین اهـورایی در نمایشگاه کتاب رشت]

namayeshgahrasht94

[تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم]
وعده‌ی دیدار
نمایشگاه کتاب رشت
25 آبان تا 1 آذر ماه 1394
محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی گیلان

کلیه‌ کتاب‌های منتشر شده در انتشارات سرزمین اهورایی

در نمایشگاه کتاب رشت قابل تهیه است.

«غرفه انتشارات سرزمین اهورایی و خانه فرهنگ و تصویر ابریشمی»

[بیست و یکم آبان‌ماه زادروز نیمای نام آور گرامی باد]

Nima-ok-jeldتا صبح‌دمان در این شب گرم

افروخته‌ام چراغ زیراک

می‌خواهم برکشم به جا تر

دیواری در سرای کوران...

انتشارات سرزمین اهـورایی زادروز نیما یوشیج را به جامعه‌ی شعر و ادب فارسی و دوست‌داران بزرگ مرد شعر معاصر تبریک می‌گوید.

**همسايه‌ي عزيز من!
مي‌خواهي از من بشنوي‌كه شعر در حد بسيار اعلاي خود چه چيز است؟ حسي كه بالقوه با انسان بوده، ميليون‌ها سال كشيده و با كار انسان خرده خرده آشكار شده است. مختصري كه مي‌بيني در نظر داشته باش كه نتيجه، خيلي مفصل‌تر است. شعر، در درجه‌ي اعلاي خود مشاهده‌اي است كه افراد معين و انگشت شمار دارند براي افراد معين و انگشت شمار ديگر. در غير اينصورت عزيز من توقع نداشته باشيد چيزي را كه چنين است همه‌ي مردم بفهمند. هر كس به نسبت خود داراي تميز شعري است و به اندازه‌ي خود مي‌فهمد و يك پله بالاتر را نزديك شده فقط مي‌داند، بجاي اينكه بفهمد. چيزي را كه مي‌فهمد مي‌گويد: شعر است به به! چقدر خوب سرائيده شده... چيزي را كه نمي‌داند مي‌گويد: مبهم است، معلوم نيست چه مي‌گويد.
اين ابهام از جلوي چشم مردي برداشته مي‌شود كه همه‌ي وجودش شعر است. در طبيعت ساخته شده پيش از اين كه خودش بداند و با زندگي پرداخته آمده، بدون اينكه بخواهد يا نخواهد. هميشه اين را در نظر داشته آنرا كه شاعر مي‌داند مردم مي فهمند اما آنرا كه شاعر مي‌فهمد مردم مي‌دانند...
سابقا نوشته بودم فكري كه براي مردم عالي است براي شاعر عادي است. براي شاعر تركيب نشده منفرد و جزء است... بيش از اين از من توضيح و تفسيري نخواهيد كه بي‌فايده است. فقط يك دو سه كلمه ديگر براي شما مي‌نويسم: شعر در درجه‌ي اعلا، انساني هم در درجه‌ي اعلا مي‌خواهد...
عزيز من! آيا آن صفا و پاكيزگي را كه لازم است، در خلوت خود مي‌يابي يا نه؟ عزيز من! جواب اين را از خودت بپرس. هيچكس نمي‌داند تو چه مي‌كني و ترا نمي‌بيند. آيا چيزهائي را كه ديده نمي‌شوند، تو مي‌بيني؟ آيا كساني را كه مي خواهي در پيش تو حاضر مي‌شوند، يا نه؟ آيا گوشه‌ي اتاق تو به منظره‌ي دريايي مبدل مي‌شود، آيا مي‌شنوي هر صدايي را كه مي‌خواهي؟
مي‌بيني هنگامي را كه تو سال‌هاست مرده‌اي و جواني كه هنوز نطفه‌اش بسته نشده ، سال‌ها بعد در گوشه‌اي نشسته، از تو مي‌نويسد؟

ادامه مطلب ...

[پوری سلطانی درگذشت]

151102110443 1 512x288 mehr nocreditانتشارات سرزمین اهورایی درگذشت پوراندخت (پوری) سلطانی، از پایه‌گذاران و اساتید پیشگام کتابداری نوین ایران را به جامعه‌ی فرهنگی و علمی ایران و بستگان ایشان تسلیت می‌گوید.

[سرزمین اهـورایی این بار در نمایشگاه کتاب مشهد]

baner-Mashhad

[تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم]
وعده‌ی دیدار
نمایشگاه کتاب مشهد
5 لغایت 11 آبان‌ماه 1394
محل دائمی نمایشگاه‌های مشهـد

کلیه‌ کتاب‌های منتشر شده در انتشارات سرزمین اهورایی

در نمایشگاه کتاب مشهد قابل تهیه است.

«غرفه انتشارات سرزمین اهورایی و خانه فرهنگ و تصویر ابریشمی»

[روز بزرگ‌داشت لسان‌الغیب خواجه حافظ شیرازی گرامی باد]

hafiz2در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد A 5313

عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

انتشارات سرزمین اهـورایی بیستم مهرماه روز بزرگداشت خواجه شمس‌الدین محمد، حافظ شیراز - لسان‌الغیب، شاعر بی‌همتای ایران زمین را تبریک گفته و امیدوار است روزی به معنای واقعی مراسم درخور نام این گنجینه‌های واقعی شعر و فرهنگ ایران زمین از طرف مسوولین محترمی که بودجه و قدرت اجرایی کشور را در دست دارند انجام شود و به ذکر نام روز بزرگداشت در تقویم و چند نشست و.. برنامه بسنده نکنیم.

تصویر و شعر حافظ شیرازی، منتشر شده توسط انتشارات سرزمین اهـورایی - مجموعه‌ی شاعران کهن سرای ایران، اهورا کارت، نقاشی بهزاد سهرابی، خوشنویسی مصطفی سهرابی - انتخاب، طرح و اجرا مجید ضرغامی - چاپ اول 1375

تصویر آرامگاه حافظ، شیراز، از کارت‌های ایرانشناسی انتشارات سرزمین اهورایی در مجموعه کارت‌های اهورا - عکس داوود وکیل‌زاده - چاپ اول 1386

 

[سرزمین اهـورایی در نمایشگاه کتاب کرمانشــــاه]

baner-kermanshah

[تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم]
وعده‌ی دیدار
نمایشگاه کتاب کرمانشاه
22 لغایت 28 مهرماه 1394
محل دائمی نمایشگاه‌های کرمانشاه

کلیه‌ کتاب‌های منتشر شده در انتشارات سرزمین اهورایی در نمایشگاه کتاب کرمانشاه قابل تهیه است.

«غرفه انتشارات سرزمین اهورایی و خانه فرهنگ و تصویر ابریشمی»

[هشتم مهرماه روز بزرگداشت مولانا جلال‌الدین مولوی]

molanaانتشارات سرزمین اهـورایی هشتم مهرماه روز بزرگداشت مولانا جلال‌الدین محمد معروف به مولوی شاعر بی همتای ایران زمین را تبریک گفته و امیدوار است به زودی مراسم و برنامه‌های آبرومند و در حد نام شاعران بزرگ ایران زمین و گنجینه‌های واقعی این مرز و بوم از طرف مسئولین محترمی که بودجه و اختیارات و امکانات در دست دارند، در داخل کشور برگزار شود.

«جمله‌ی اجزای خاک هست چو ما عشقناک

لیک تو ای روح پاک، نادره‌تر عاشقــی»

تصویر و شعر مولانا منتشر شده توسط انتشارات سرزمین اهـورایی در مجموعه آثار بصری ( اهـورا ) در قالب کارت پستال و تقویم، چاپ اول  -  -1375 نقاشی اثر بهزاد سهرابی / خوشنویسی مصطفی سهرابی / انتخاب، طرح و اجرا مجید ضرغامی

[سرزمین اهورایی در نمایشگاه کتاب تبریز]

baner-isfahan

[تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم]
وعده‌ی دیدار
نمایشگاه کتاب تبریز
9 تا 13 مهرماه 1394
محل دائمی نمایشگاه بین‌المللی تبریز

کلیه‌ کتاب‌های منتشر شده در انتشارات سرزمین اهورایی در نمایشگاه کتاب تبریز قابل تهیه است.

«غرفه انتشارات سرزمین اهورایی و خانه فرهنگ و تصویر ابریشمی نهم تا سیزدهم مهرماه»

[یادی از جلال آل احمد]

A 124جلال  خودش بود؛ آقا معلم مردم  
 غلامرضا امامی* :
بر آن قامت قلمی و در آن چهره استخوانی چه بود که هنوز پس از گذشت سال‌ها مردم میهنش و بسیاری از آزادگان جهان به او مهر می‌ورزند.
مردي كه شتاب داشت در همه‌‌چيز؛ در گفتن، در نوشتن، در راه رفتن و گاه در اين شتاب سكندري هم مي‌خورد. جلال از مردم بود. از خانداني روحاني برخاست اما به‌كار پرداخت به بنايي و نقاشي و كار برق و كار گِل. رويكرد او در آغاز جواني نوعي اعتراض بود، به سنت‌هاي دست و پاگير و راهنما به چپ زد، مدتي بر آن جاده راند آنگاه زماني كه دريافت پاسخگوي نياز دروني او و نيازهاي جامعه اين راه نيست و آن راه به تركستان مي‌رود، به شيوه پدران بارديگر به سنت پرداخت. به گذشته روي كرد اما در گذشته نماند. مي‌خواست گذشته پلي باشد براي آينده.
جلال به زبان مردمش سخن گفت. نيك مي‌دانيم كه ادبيات ما زبان مردمي نداشت و زبان مكتوب از زبان شفاهي جدا بود. او سخت كوشيد كه اين دو زبان را به هم بياميزد. مدير مدرسه شاهكار بزرگ اوست و خسي در ميقات بياني و زباني است كه همه مردم حرف او را در مي‌يابند
بارها با جلال بوده‌ام و ديده‌ام كه چگونه با بنا و كارگر و ماهي فروش سخن مي‌گفت؛ بعد از ساعتي دوست مي‌شد.
به ياد مي‌آورم هفته‌اي كه در خرمشهر مهمانم بود؛ در كنار قايقرانان ساعت‌ها مي‌نشست و دركنار كولي‌ها حرف‌هايشان را مي‌شنيد و يادداشت بر مي‌داشت.
كار مهم جلال پر كردن فاصله بود. فاصله ادبيات كتبي و شفاهي.و كاربزرگ‌تر او اين بود كه به مردمش پشت نكرد. بي‌گمان همه آراي او مي‌تواند پذيرفتني نباشد. اما او پيش از همه همچون خروسان سحري حادثه را پيش‌بيني كرده بود. مي‌دانست كه بايد با زبان مردم سخن گفت. و اگر زبان نخبگان به‌كار رود تنها از نخبگان خوانندگاني خواهد يافت. ازين رو به كوره دهات‌هاي ايران سفر كرد. پياده سفر كرد. به شهرهاي كوچك و بزرگ رفت
در خانه او همه كس مي‌ديدي از روحاني نامدار تا استاد دانشگاه تا شاعري نو پرداز.كنار خانه نيما منزل كرده بود و پيرمرد را پشتيبان بود اما از ادبيات فرانسه بي‌خبر نبود و خود مي‌گفت اگر چيز دندان‌گيري در جهان نشر يابد مي‌بينم و مي‌خوانم. همين جلال مي‌گفت 50 بار خواجه عبدالله انصاري و تفسير او را درس داده است و خود در پي ترجمه تازه‌اي از قرآن بود.
جلال، معجوني بود. رنگين كماني بود مثل كاشي‌هاي اصفهان از نقش‌ها و رنگ‌ها؛ از آرمان‌ها و آرزوها. بي‌گمان شايد همه اين رنگ‌ها دلپذير نباشد و نمي‌توان از يك منظر به او نگريست؛ اما اين رنگ‌ها در كنار هم رنگين كماني مي‌سازد جاودانه و اين تكه‌هاي كاشي در كنار هم منظري مي‌سازد يگانه. جلال خودش بود. با خود يگانه بود و با مردمش يگانه. بيگانه نبود از آنچه دور و برش مي‌گذرد. خطر را حس مي‌كرد و آينده خوب و خوشي براي مردمش آرزو داشت. پيمانه عمرش به پنجاه نرسيده پر شد. بي‌گمان در اين روزگار و روزگاران جاي او خالي‌است. مردي كه قلم را در خدمت محرومان به كاربرد. مردي كه همچون آينه.جامعه‌اش را نماياند. مردي كه خودش بود خودش؛ جلال آل احمد.
نخستين چهره‌اي كه از او به ياد دارم در خرمشهر بود در هتل آناهيتا. مرا ديد و اشكي در چشمانش حلقه زد. مردي كه گمان مي‌كردم هرگز نمي‌گريد.گفت : جوان ديدي كه حق درس دادن هم ندارم. و آخرين چهره‌اي كه از او به ياد دارم.بر سنگ سپيد مرده‌شورخانه بود. آرام دراز كشيده بود. مردي كه به هيچ دربار و درگاهي سر خم نكرده بود، سرش افتاده بود. موهاي سپيدش برق مي‌زد و انبوه ريش‌هاي سياه و سپيدش. از دور انگار مي‌پاييد ما را. جلو رفتم مي‌خواستم بگويم آقا جلال سلام، شما كجا اينجا كجا؟ اما خطي از خون بر محاسن سپيدش دميده بود.  
 
 
* متن فوق در سالگرد درگذشت جلال آل احمد در روزنامه همشهری منتشر شده است. با تشکر از آقای غلامرضا امامی برای ارسال این فایل به سرزمین اهورایی

** تصویر جلال آل احمد از آثار بصری اهورا کارت انتشارات سرزمین اهورایی اثر بهزاد سهرابی / انتخاب، طرح و اجرا مجید ضرغامی چاپ اول 1375

[چهل روز بعد از آرام شدن شوالبه]

n8چهل روز پس از نبودن محمد علی سپانلو
مجید ضرغامی  روزنامه اعتماد شماره 3272 شنبه 30خرداد 94

[ما حق زندگیمان را
با مرگمان به دست می‌آریم]**

1- محمد علی سپانلو زاده‌ی پاییز تهران بود. هرچند شاعر آبان را مردی هم چهره‌ی خود، جوان و خوش مشرب می‌داند(اما همیشه در نظرم آبان/ مردی است هم چهره‌ی خودم/ شاید جوانکی، همسایه جوانی من/ شاخه گلی به سینه‌ی بارانی/ خوش مشربی که اغلب/ فهرست باغها را از حفظ می‌کند.) و اعتقاد داشت که فقط در پاییز و زمستان شعر می‌نویسد، اما می‌توان او را مرد چهارفصل شعرمعاصر نام نهاد. از آغاز دهه‌ی چهل که در میان شاعران نوگرای نسل سوم شعر معاصر راه خود را باز کرد و آه..بیابان را منتشر کرد تا امروزِ رفتنِ او آثار متنوعی در شعر، پژوهش، نمایشنامه و ترجمه منتشر کرد و در متن اکثراتفاقات فرهنگی شعر امروز حاضر بود. او در مطبوعات، رادیو، سینما و هنر تبلیغات نیز دستی داشت. شاید بتوان محمد علی سپانلو را جزو شاعران جوان تاثیرپذیر از جنبش‌های دانشجویی دانست که در دهه‌ی سی و چهل تاثیرات زیادی برادبیات و هنر روشنفکری داشتند. شاعری که با تاثیر از اولین تجربه‌ی راهپیمایی در جوانی برای فلسطین شعر می‌نویسد، شاعری که در مصاحبت، در همین سال‌های آخر با یادآوری شاعرانه از نخستین راهپیمایی 16 آذر بعد از کودتای سال 32 و اولین راهپیمائی که شرکت کرده بود، چشم‌هایش برق‌می‌زد، تصویری از جمعیت انبوه دانشجویان و نمای آهسته‌ی برگریزان طلایی پاییز بر سرجمعیت را به یاد می‌آورد و از رطوبت نگاهش رد خاطرات هویدا بود.
سپانلو شاعری امروزی و کافه نشین بود و در عین حال نستالژی تهران شهر زادگاهش را با عشق و علاقه و هنرمندی در آثارش ثبت کرد و تهران را به مثابه شهری جهان‌وطن می‌دانست.

ادامه مطلب ...

صفحه 5 از 15

خبرنامه اهورا

نام:

ایمیل: