انتشارات اهورا

[من یک دوزیستم و شعر کوتاه، در گفتگو با علی صالحی بافقی]

IMG 0237چرا شعر را کوتاه می‌گویم؟ ( به نقل از خبرگزاری ایسنا )

» سرویس: فرهنگي و هنري - ادبيات و نشر

«من یک دوزیستم» نام مجموعه‌ای از شعرهای کوتاه علی صالحی بافقی است که می‌گوید گرایش به شعرهای کوتاه در ایران اگر به ساده‌نویسیِ صرف نیفتد و با نشانه‌ها و عناصر نو همراه باشد، بی‌شک راه خود را در ادبیات ایران باز خواهد کرد.

 به گزارش خبرنگار ادبیات و نشر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به گفته شاعر، شعرهای این کتاب در سال‌های 88 تا 92 سروده شده‌اند و کتاب شامل 176 شعر سپید و کوتاه است که اغلب مضمون عاشقانه دارند.

 او می‌گوید، ایجاز در کلام و استفاده از حداقل کلمات برای بیان مفاهیم و بهره‌گیری از عناصر جاری در زندگی امروزی از خصوصیات اکثر شعرهای این مجموعه است.

 «من یک دوزیستم» با تیراژ 1100 نسخه در قالب «با شاعران» انتشارات سرزمین اهورایی منتشر شده است.

 صالحی بافقی پیش‌تر مجموعه شعر «گاهی مرا به نام کوچکم بخوان» (نشر نگیما-تهران-سال 84)، مجموعه «زیستن در دامنه کوه آتشفشان» (نشر ناکجا-پاریس-سال 2012) و نسخه انگلیسی آن «Living On The Slopes Of Volcano Mountain» (انتشارات Xlibris -استرالیا و آمریکا-2012) را منتشر کرده است. او متولد سال 1354 و مهندس پتروشیمی است.

 شعرهای زیر از جمله کارهایی است که در کتاب «من یک دوزیستم» ارائه شده است:

من یک دوزیستم / به ندرت با تو / و اغلب بدون تو / می‌توانم زندگی کنم.

***

چیزی شبیهِ شورویِ سابق / در دست‌هایِ گورباچُف / به سویِ اِنقراض / و خاک خوردنِ پرولتاریا در موزه‌ها / کنار خاطراتِ اِستالین ... / استقلالِ تازه‌یافته و / این همه جمهوری را نمی‌خواهم / این‌ها فقط نام‌هایِ جدیدِ تنهایی / برای روزهایِ فروپاشی‌اند / گورباچفُِ عزیز مِن!

 

علی صالحی بافقی همچنین در یادداشتی به رویکرش به شعر کوتاه و وضعیت شعر کوتاه ایران پرداخته است که متن آن در پی می‌آید:

 

«درباره ایجاز در شعر یا چرا شعر را کوتاه می‌گویم؟

 

 

خلق شعر با تکیه بر زبان ساده و به موازات آن تلاش جهت انتقال معانی ویژه ذهنی، یکی از روش‌های معمول شاعران است. ضمن آنکه انتقال مفاهیم درونی و پیچیده‌تر و همچنین یافتن عناصر و نشانه‌هایی که به آسانی قابل ارائه و انتقال باشد، به شاعر در ایجاد توازن میان زبان و چیدمان پیچیدگی‌های متن کمک می‌کند. علیرغم اینکه استفاده از زبان پیچیده و روش‌های مختلف زبانی و مفهومی می‌تواند اثر خوبی خلق کند، ولی آراستگی زبان شعر و برقراری ارتباط بین نشانه‌ها و شناسه‌های متفاوت زبان می‌تواند به شعر یاری رسانده و مخاطب را به تفسیر عمیق، چندوجهی و چندلایه برساند. در اینگونه شعرها، ایجاز نقش اصلی را بازی می‌کند و با کاربری چندوجهی کلمات، تصویر ویژه و دگرگون‌شده‌ای از شعرهای عموما کوتاه و متفاوت به مخاطب ارائه می‌کند.

استفاده چندلایه و چندوجهی و در عین حال ساده از کلمات، ضمن منجر شدن به خلق شعرهای کوتاه، مضامین متعدد را به‌راحتی به مخاطب انتقال می‌دهد و از تطویل شعر به قیمت خارج شدن از ایده اولیه و اصلی و بازی با کلمات و عباراتی که ارتباطی با هسته شعر ندارند، جلوگیری می‌کند. البته شعرهای اینچنینی ممکن است فقط با سلیقه مخاطبین خاصی منطبق باشد و از سوی برخی با اقبال مواجه نشود.

 

در اکثر اشعار دارای خصوصیات ایجاز در کلام، فضاهای ایجادشده، معنای اولیه‌ای که به ذهن مخاطب متبادر می‌شود، ممکن است حسی و عاطفی باشد، اما مخاطب می‌تواند طی چرخش‌های متناوب در متن، علاوه بر درک مضامین عاطفی، دیگر مفاهیم را نیز در لایه‌های درونی‌تر معنایی در شعر که شاعر با استفاده از نشانه‌ها و عناصر مرتبط در متن گنجانده است، کشف کند. برای این کار ممکن است بعضی کلمات در جای خودشان به‌کار نروند یا در معنا و نشانه‌ای دیگر که نیاز به اکتشاف مخاطب دارند، استفاده شوند. و البته تعابیر و تفاسیر و ادراک هر مخاطب از نشانه‌های به‌کاررفته یکسان نیست و لزوما با آنچه در ذهن شاعر بوده، مطابقت ندارد و این از خاصیت شعر بخصوص شعر کوتاه است.

 

از دیگر خصوصیات شعر کوتاه، ایجاد تضاد عمدی میان مضامین و کلمات است. شاعر از این تضاد برای ارائه شکل متفاوتی از این مضامین به مخاطب استفاده می‌کند. شکل‌گیری و بیان مضامین از فرم کلیشه‌یی خارج می‌شود و در عوض فضا و الگوی متفاوتی با تصاویری که کلمات، معناهای ظاهری و پنهانی و تضادها ایجاد می‌کنند، شکل می‌گیرد. با اینکه ممکن است که یک مضمون کلیشه باشد، اما این مضمون وقتی در ارتباط با نشانه‌های متفاوت شعری قرار می‌گیرد، دیگر حالت تکرار ندارد بلکه می‌تواند الگوی جدیدی را ارائه دهد.

 

ایجاز در کلام و تضاد و چندلایه بودن معناها نباید خللی در زیباسازی سطر‌ها و همین‌طور زبان تکنیکی شعر ایجاد کند. برای نشان دادن معانی عمیق نیازی به استفاده از زیاده‌گویی و یا زیاد نوشتن نیست ولی مشروط به اینکه ساختار و اصول زیبایی شناسی شعر به دلیل ایجاز مفرط یا پیچیدگی بی نهایت کلام و معنا از دست نرود.

استفاده از کلمات خاص و اسامی ذاتِ زمان و مکان و محدود نکردن آنها به طیف‌های کلی و اسامی معنایی و بخصوص کلماتی که می‌توانند در ایجاد معانی و تعابیر مختلف موثر باشند، و همچنین بازی با کلمات به خیال‌انگیزی و امکان ادامه شعر از ذهن شاعر در ذهن مخاطب کمک می‌کنند.

 

خدشه‌دار نکردن شعر در بیان ساده و صریح کلمات در عین رویارویی با تضادها از الزامات شعر کوتاه است.

تضاد و تقابل میان عناصر و بازسازی روایت‌ها، شاعر را قادر می‌سازد تا زبان شعر را برای بیان مضمونی با یاری از تضاد به‌کار برد. به‌عبارت‌ دیگر بسیاری از کلمات در شعرهای کوتاه در عین حال که درگیر این تضاد‌ها هستند، اما از ورای همین تضاد‌ها به بازسازی واقعیت می‌پردازند. واقعیت شکل‌گرفته در اکثر اشعار کوتاه دارای این خصوصیات، از این طریق به مخاطب منتقل می‌شود.

 

شکستن واقعیت‌ها، رویاها، اتفاقات و احساسات، و بازسازی آنها، با موفقیت در ایجاز و در عین حال حفظ ماهیت کلمات، استفاده پی در پی و چندگانه از هر کلمه، به هم زدن معانی عادی کلمات و کار بردن چندگانه آن‌ها در متن و همین‌طور برقراری تناسب میان تضاد میان کلمات و معنای ضمنی آن‌ها با یکدیگر و در مواردی آمیختن عناصر معماگونه یا طنز تلخ، از بارزترین خصوصیات شعرهای کوتاه موفق می‌توانند باشند.

 

*شعر کوتاه ایران

سرودن شعرهای کوتاه با یاری گرفتن از ذهن مخاطب، و با تکیه و اعتماد به هوش و درک ارتقایافته عمومی، همانگونه که در کشورهای دیگر همانند داستان‌های کوتاه (FLASH FICTION یا MICRO FICTION) رشد داشته و با اقبال مواجه شده است، در ایران نیز در حال تجربه از سوی شاعران و مخاطبان شعر است. نه کوتاه‌سرایی و نه سرودن اشعار بلند، هیچ‌یک نه مزیتی به شمار می‌روند و نه قابل نکوهش‌اند. گرچه هر یک از این دو می‌توانند موافقین و مخالفین خود را داشته باشند ولی آنچه در شعر اهمیت دارد، اصول بنیادین شعر است و نه کوتاهی و بلندی آن، که در هر دو گونه مذکور نباید فدای ایجاز یا تطویل شود.

 

مخاطب شعر، حتا در خوانش شعرهای بلند، جدا از مسائل مرتبط با ساختار و زیبایی شعر، هسته مرکزی و مفهوم اصلی ارائه‌شده را در ذهن خود خلاصه می‌کند و این همان چیزی است که در شعرهای کوتاه، به صورت چکیده در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد. برای ساده‌نگارانه نپنداشتن شعرهای کوتاه، مسلما رعایت اصول اولیه و حتا تجربه‌های جدید و ساختارشکنانه باید بیشتر مدنظر شاعر باشد تا از بی‌تفاوت گذشتن مخاطب از کنار اشعار پیشگیری شود و به نوعی ارائه مفاهیم با حداقل کلمات در عین از دست نرفتن فرم و مفهوم با ایجاد تصاویری منحصربه فرد، سخت‌کوشی شاعر را می‌طلبد تا مخاطب را میخکوب کند.

 

گرایش به شعرهای کوتاه در ایران اگر به ساده‌نویسیِ صرف نیفتد و با نشانه‌ها و عناصر نو همراه باشد تا علیرغم کوتاهی، در ذهن مخاطب حک شود و ادامه پیدا کند، بی‌شک راه خود را در ادبیات ایران باز خواهد کرد و با اقبال مخاطبان مواجه خواهد شد.

 

*در متن فوق، از نقد های خانم آزاده دواچی استفاده شده است.»

خبرنامه اهورا

نام:

ایمیل: