انتشارات اهورا

[روزهای پایانی نمایشگاه و تقدیر انتشارات سرزمین اهورایی از استقبال مخاطبین گرامی]

غرفه‌ی انتشارات سرزمین اهورایی در روزهای پایانی بیست و نهمین نمایشگاه کتاب تهران میزبان تعداد زیادی از مراجعه‌کنندگان، اساتید، مولفین و مترجمین و اصحاب رسانه و هنرمندان بود. در این چند روز نیز کتاب دوستان زیادی به سرزمین اهورایی و به نمایشگاه کتاب آمدند که این حضور عالی شایسته‌ی تقدیر بسیار است. خوشا به حال کشوری که مردمش با کتاب دوست و همدم باشند... خوشا به حال کشوری که با کمترین هزینه‌ی تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی و با این طول مسیر و کمبودها.. بیشترین بازدید کننده‌ را در نمایشگاه کتاب خود  داشته باشد. امیدواریم مسئولین فرهنگی و مدیران ارشد در حفظ این مخاطبین عزیز کوشا باشند. امیدواریم اوضاع اقتصادی کشور طوری رقم بخورد که مردم در کنار خرید مایحتاج عمومی خود توان خرید کتاب را داشته باشند و در سبد خرید هر خانواده جای کتاب خالی نماند. حضور و بودن مردن با کتاب و در نمایشگاه نشان از عشق و علاقه‌ی آن‌ها به کتاب و کتاب‌خوانی است. کمترین کار مسئولین گرامی این است که بسترهای لازم اقتصادی و فرهنگی را برای ادامه‌ی این بودن و در نهایت بالابردن درصد مطالعه‌ی اقشار جامعه فراهم کنند و به قول‌ها و وعده‌های خود بیش از پیش عمل کنند. به امید روزهای بهتر - تصاویر بخشی از این حضور را در سرزمین اهورایی در گوشه‌ای از نمایشگاه بیست و نهم نشان می‌دهد. با عذرخواهی از دوستانی که آمدند اما ثبت تصویر آن‌ها در نمایشگاه میسر نشد.

[یادی از شاعر تهران و شوالیه‌ی شعر معاصر در اولین سالروز درگذشت]

kafkaبیست‌ویکم اردیبهشت اولین سالروز درگذشت محمد علی سپانلو است. بیمارستان کافکا آخرین اثر سپانلو چند روزی است که توسط انتشارات سرزمین اهورایی منتشر شده و در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شود. متن فوق بازنشر مقاله‌ای است که توسط مدیر انتشارات برای چهلمین روزِ رفتن ِشاعر نوشته شده و سال 94 در روزنامه‌ی اعتماد منتشر شد:

 

ما حق زندگیمان را ]
با مرگمان به دست می‌آریم]

1- محمد علی سپانلو زاده‌ی پاییز تهران بود. هرچند شاعر آبان را مردی هم چهره‌ی خود، جوان و خوش مشرب می‌داند(اما همیشه در نظرم آبان/ مردی است هم چهره‌ی خودم/ شاید جوانکی، همسایه جوانی من/ شاخه گلی به سینه‌ی بارانی/ خوش مشربی که اغلب/ فهرست باغها را از حفظ می‌کند.) و اعتقاد داشت که فقط در پاییز و زمستان شعر می‌نویسد، اما می‌توان او را مرد چهارفصل شعرمعاصر نام نهاد. از آغاز دهه‌ی چهل که در میان شاعران نوگرای نسل سوم شعر معاصر راه خود را باز کرد و آه..بیابان را منتشر کرد تا امروزِ رفتنِ او آثار متنوعی در شعر، پژوهش، نمایشنامه و ترجمه منتشر کرد و در متن اکثراتفاقات فرهنگی شعر امروز حاضر بود. او در مطبوعات، رادیو، سینما و هنر تبلیغات نیز دستی داشت. شاید بتوان محمد علی سپانلو را جزو شاعران جوان تاثیرپذیر از جنبش‌های دانشجویی دانست که در دهه‌ی سی و چهل تاثیرات زیادی برادبیات و هنر روشنفکری داشتند. شاعری که با تاثیر از اولین تجربه‌ی راهپیمایی در جوانی برای فلسطین شعر می‌نویسد، شاعری که در مصاحبت، در همین سال‌های آخر با یادآوری شاعرانه از نخستین راهپیمایی 16 آذر بعد از کودتای سال 32 و اولین راهپیمائی که شرکت کرده بود، چشم‌هایش برق‌می‌زد، تصویری از جمعیت انبوه دانشجویان و نمای آهسته‌ی برگریزان طلایی پاییز بر سرجمعیت را به یاد می‌آورد و از رطوبت نگاهش رد خاطرات هویدا بود.
سپانلو شاعری امروزی و کافه نشین بود و در عین حال نستالژی تهران شهر زادگاهش را با عشق و علاقه و هنرمندی در آثارش ثبت کرد و تهران را به مثابه شهری جهان‌وطن می‌دانست.
سپانلو در دهه‌ی40 دهها مقاله در مورد ادبیات زمان خود در مطبوعات نوشت و در اغلب مناقشات زمانه حضور داشت. نام سپانلو در کنار نام نصرت رحمانی و معدود شاعران دیگر معاصر به عنوان شاعران شهری ماندگار شده است. با این که حضور عناصر شهری در شعرهای اولیه او نیز قابل شناسایی است اما شاید به صورت فراگیر نخستین بار در «پیاده‌روها 1347» باشد که آن نوع شعر شهری که امروز از آن به عنوان شناسه‌ی شعری وی یاد می‌کنیم دیده می‌شود. کتابی که حاصل پیاده‌روی‌های شاعر در خیابان‌های پر ماجرای تهرانی است که اتفاقات مهم تاریخی و فرهنگی در آن گذشته است - و بعد در منظومه‌ی «خانم‌زمان» که شهر مادر و به زعم او مظلوم را ( چرا که همواره پذیرای تمام مردم ایران بوده و همیشه از او بد گفته شده است ) را بانویی مهربان و مابه‌ازای خود تهران گرفته است، نوعی از ادبیات متاثر از شهرنشینی دوران جدید - یعنی جستجوی اسطوره‌ی تهران را در شعر خود به نمایش می‌گذارد که تا پیش از آن چندان معمول نبود و این ادبیات در کتاب‌های اخیر مانند «پاییز در بزرگ‌راه » و «قایق سواری در تهران » ورزیده و با تجربه‌تر به نظر می‌رسد. او با ادبیاتی مبتنی بر یاد و تداعی، عشق و خاطره و حسرت و هشدار به هویتی که در حال دگرگونی‌های جبری و سهوی است با تمام نو اندیشی و روزآمدی که داشت به جنگ تغییرات آزار دهنده و ناهنجاری های شهر زادگاهش رفت. در بعضی از نمونه‌های روایی آثار او تصاویری خلق شده‌اند که گویی شاعر متجدد با عصایی اساطیری، در میان حفره‌های زمان ایستاده است وخود را یکتا ره‌نورد معترض این دگرگونیهای آزاردهنده می‌داند: ( نه کوچه شترداران/ نه بازارچه نایب السطنه/ نه بستنی فروشی اکبرمشدی/ نه سینما دماوند / نه کوچه‌ی آصف/ نه آبشار، نه دردار/ نه سه راه امین حضور... خراب کنندگان خاطرات شهر/ پدران فراموشی! / که حتی به نامهای صد ساله رحم نکردید.../ خدا نبخشدتان که خیابان ری مرا کشتید!)

ادامه مطلب ...

[عرضه‌ی کتاب‌های جدید در نمایشگاه کتاب تهران و حضور دوستان اهورایی]

روز جمعه هفدهم اردیبهت ماه 1395  دو کتاب جدید انتشارات سرزمین اهورایی برای اولین بار در نمایشگاه کتاب تهران عرضه شد. نخست آخرین مجموعه  شعر از شاعر فقید تهران محمد علی سپانلو به نام " بیمارستان کافکا " و دیگری اولین مجموعه از شعرهای شاعر و نویسنده‌ی توانا و نام آور معاصر احمد رضا احمدی  به انتخاب مجید ضرغامی با عنوان " به سوی تو می‌آیم که نیستی " که با استقبال مخاطبین روبرو شد. انتشارات سرزمین اهورایی بر خود واجب می‌داند که دیگر بار از تمام دوستان و مخاطبین عزیزی که با زحمت و تحمل طول مسیر  با روی باز به نمایشگاه کتاب و غرفه‌ی سرزمین اهورایی آمدند تشکر کند. ضمن عذرخواهی از دوستانی که فرصت ثبت تصاویر آن‌ها میسر نشد، بخشی از تصاویر این روز و حضور دوستان در سرزمین اهورایی به اشتراک گذاشته می‌شود. دوستانی که هنوز به شهر آفتاب و سرزمین اهورایی نیامده‌اید: سالن دوم راهرو سوم غرفه‌ی سرزمین اهورایی به شماره‌ی 54 را فراموش نکنید!

 

[استقبال بازدید کنندگان از بیست و نهمین نمایشگاه کتاب تهران و غرفه‌ی سرزمین اهورایی]

بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برای نخستین بار در محل جدید شهر آفتاب برگزار شد. تصاویر گویای بخشی از حضور مخاطبین و مهمان‌های عزیز در غرفه‌ی انتشارات سرزمین اهورایی است. باتوجه به مسیر طولانی محل جدید استقبال خوب و حضور این تعداد از بازدید کنندگان و مخاطبین عزیز جای تقدیر و تشکر دارد. درود بر همت و شرف شما عزیزان

[برای اولین بار در ایران اولگا از ایتالیا به نمایشگاه کتاب تهران می‌آید]

اولگارمان "اولگا" به قلم نویسنده‌ی ایتالیایی کیارا زوکی که توسط میثم سراج از زبان اصلی به فارسی ترجمه شده است توسط انتشارات سرزمین اهورایی منتشر شد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سرزمین اهورایی این رمان منحصر به فرد و متفاوت که تا کنون به ده زبان دنیا برگردان و منتشر شده است برای اولین بار در ایران توسط سرزمین اهورایی درقطع رقعی و 212 صفحه با گرافیک و طرح جلد مجید ضرغامی منتشر شده و به زودی با فروست شماره‌ی 6 ادبیات داستانی جهان در نمایشگاه کتاب تهران سالن 2 راهرو 3 غرفه‌ی انتشارات سرزمین اهورایی شماره‌ی 643 رونمایی و عرضه می‌شود.

کیارا زوکی [Chiara Zocchi] نویسنده ی کتاب اولگا، در سال 1977 در میلان متولد شد، او کتاب اولگا را در سن هجده سالگی به عنوان اولین اثر ادبی خود منتشر کرد و پس از آن نیز رمانی دیگر با نام سه پرواز Tre voli را به رشته ی تحریر در آورد. زوکی فارغ التحصیل رشته ی ادبیات از دانشگاه کاتولیکای میلان است. رمان اولگا تا به حال به زبان های هلندی، فرانسوی، آلمانی،کاتالانی، اسپانیایی، پرتغالی، چک اسلواکی، ژاپنی و یونانی ترجمه شده است و جوایزی را نیز نظیر: جایزه ی راپالّو Rapallo  جایزه ی کنستانتینو  Constantino و جایزه ی فیوجّی Fiuggi به خود اختصاص داده است:

"

همکلاسی های من می گن که مادر بزرگ های مخصوصی، از اون مادربزرگ هایی که قصه تعریف می کنن و پتو رو تا روی...روی... روی دماغ آدم بالا می کشن، اون مادربزرگ هایی که یه صدای شیرینِ شیرین دارن، دست های کوچیکِ کوچیک که آروم آروم برگه های کتاب را ورق می زنن  بی اونکه نیازی به خوندنش باشه، چرا که جمله ها و فکرها توی چشم اون ها به وجود میان، درست توی همون سوراخ های کوچیک، همون تاریکیِ تاریک که تقریبا توی خونه ی من هرگز وجود نداره. به جز وقتی که اون میگه دیر وقته و قصه نبافید، یعنی وقتی که توی خُر و پُف های اون من وقت نفس کشیدن پیدا می کنم...
من از اون مادربزرگ های مخصوص ندارم، فکر می کنم که اصلا توی خانواده ی من همچین چیزی وجود نداشته باشه، واسه ی اینکه حتی برادرم هم چیزی ازشون یادش نمیاد، من هم هیچ وقت از کسی نپرسیدم در این باره، مادربزرگ من باید مادربزرگ شب کریسمس باشه، چراکه فقط اون رو توی شب کریسمس می بینم، وقتی که برای خوردن یه عالمه گوشت به خونه اش می ریم، و اون هم طبق معمول گریه می کنه. مادربزرگ، مادر اون هستش اما اصلا مثل اون گردن کلفت نیست، اون اصلا فریاد نمی زنه، ولی به جاش یه رفتار عجیبی داره. اون یه مادربزرگ ناامید و خسته هستش، با یه پیرهن مشکی، و جوراب های قهوه ای که معمولا یکی شون بالا هست و یکی شون پایین، با پاهای سفید و آبی... مامان می گه این به خاطر رگ هاش هست. اون تاریکی یی که باقی مادربزرگ ها فقط توی چشم هاشون دارن، مادربزرگ من توی گوش هاش هم داره... شاید یه روزی هم همه ی دهنشو  پر کنه برای این که خیلی کم حرف می زنه و خیلی هم مبهم، همه ش ناله می کنه میگه می خوام بمیرم. من نمی دونم چرا اون دوست داره بمیره...

دون ویتتوریو می گه که کسی که می خواد بمیره، هیچ وقت نمی میره..."


اولگا برای اولین بار در سال 1996 در ایتالیا منتشر شده و تا به حال چندین بار تجدید چاپ شده است. سبک نوشتار این کتاب از جهانبینی و فلسفه ی نویسنده که نگرشی فمینستی است پیروی می کند، بدین معنا که جمله ها به صورت منفصل و یا به شدت کوتاه و یا به شدت بلند در این کتاب آمده اند، و البته استفاده ی بیش از اندازه از حروف ربط نیز از دیگر ویژگی های نوشتاری این اثر است. شخصیت اولگا که ظاهرا دختر بچه ای است بی آن که سن و سال دقیق خود را مشخص کند و البته با دستاویزی به گونه ای پنهان کاری عمدی، خود را به سوژه ای تبدیل کرده است که گویا فارغ از سن و سال، دهانی ست برای گفتن اندیشه های نویسنده و به همین واسطه نیز ذهن خواننده تا پایان این اثر همواره به دنبال جستجو و کشف این معما است که این دختر بچه واقعا در چه سن و سالی است؟ چگونه نشانه ها از دختر بچه ای حرف می زنند و جهانبینی از انسانی بالغ و فرهیخته؟ چگونه است که گاهی جهانبینی در سطح ترین حالت که متعلق به یک کودک است خود را پایین می کشد و نوع گفتار همچنان به همان روال باقی می ماند؟ شاید بتوان بارزترین ویژگی این اثر را همین کنتراست بوجود آمده یعنی در تعلیق نگه داشتن مخاطب تا پایان این کتاب دانست، و البته نگرش طغیان گر نویسنده که بی شک محتوایی ضد بورژوازی و فمینیستی دارد نیز به نوبه ی خود در همین زبان عجیب که نه برای کودک است و نه بزرگسال عامل پیچیده و زیبا شناسانه ای دیگر است.

رمان زیبا و منحصر به فرد اولگـا نوشته‎‌ی کیارا زوکی با ترجمه‌ی میثم سراج به فروست ششم ادبیات داستانی سرزمین اهورایی که برای اولین بار در ایران منتشر می‌شود در بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران سالن 2 راهرو 3 غرفه شماره 643 انتشارات سرزمین اهورایی عرضه خواهد شد. و همزمان از طریق شرکت‌های معتبر پخش کتاب مانند پخش گسترش و پخش ققنوس به کلیه‌ی کتاب‌فروشی‌های سطح کشور پخش خواهد شد.

 

[احمدرضا احمدی با شعرهای عاشقانه در بیست و نهمین نمایشگاه کتاب تهران]

احمدرضا-احمدی" به سوی تو می‌آیم که نیستی " برگزیده‌ی عاشقانه‌های شاعر و نویسنده‌ی صاحب نام و شناخته‌شده‌ی معاصر احمدرضا احمدی به انتخاب مجید ضرغامی در نمایشگاه بیست و نهم در غرفه‌ی انتشارات سرزمین اهورایی رونمایی و عرضه خواهد شد. این کتاب ارزشمند که برگزیده‌ای از تمام آثار منتشر شده‌ی احمدرضا احمدی است ضمن انتخاب اشعار عاشقانه‌ی شاعر از اولین مجموعه شعر وی تا جدیدترینِ آن، سیر تحول تاریخی اشعار شاعر را نیز برای مخاطب آگاه مرور کرده است. این کتاب در قطع رقعی و حدود 240 صفحه با تیراژ 1100 نسخه مراحل چاپ و صحافی را طی می‌کند و در بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در غرفه‌ی انتشارات سرزمین اهورایی واقع در سالن 2 راهرو 3 شماره‌ی 643 عرضه خواهد شد.

از شعرهای کتاب:

 

نه سنگ است نه آواز پرنده


نمی‌خواهم همراه با عشق
اضطراب‌های این جهانی را
به تو بسپرم
من از میان این قال بهایی
که آدمیان ساخته اند
عبور می‌کنم
به سوی تو می‌آیم
که نیستی
دیگر نیستی و انحطاط آدمی
معنی مرگ نمی‌دهد
اکنون نه زمان است
اکنون نه مکان است
در غیبت زمان و مکان
نه سنگ است
نه آواز پرنده است
نه میوه است
نیاز آدمی به اکنون است
نه گذشته نه آینده
من از صدای خش‌خش
این برگ ها پریشان می‌شوم
چهره‌ام زرد می‌شود
و قلبم تند می زند
باد بر گها را
به حوض سنگی خالی
می‌برد
تصاویر من که بر دیوار سنگی
می‌نشیند
یادگاری از سالهایی است
که من جوان بودم
و تو را دوست داشتم
سنگها هم از صلابت افتاده اند
پیرمرد پشت پنجره‌ام
نفس‌نفس
می‌زند
تکه‌های سنگ را
بر دوش می‌کشد
اما
نمی‌داند سنگ‌ها را باید
به کجا ببرد
خسته می‌شود
سیگاری آتش می زند
به پنجره‌ی بسته‌ی من نگاه
می‌کند
چیزی به ظهر نمانده است
به دیوار تکیه می‌دهد
تکه نانی از جیب بیرون
می‌آورد
مشغول خوردن نان
می‌شود.

 

 

مجموعه شعر «به سوی تو می‌آیم که نیستی» عاشقانه‌های احمدرضا احمدی به انتخاب و طرح جلد مجید ضرغامی با فروست نوزدهم شعر ایران در بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی تهران سالن 2 راهرو 3 غرفه شماره 643 انتشارات سرزمین اهورایی عرضه خواهد شد. و همزمان از طریق شرکت‌های معتبر پخش کتاب مانند پخش گسترش و پخش ققنوس به کلیه‌ی کتاب‌فروشی‌های سطح کشور پخش خواهد شد. ناشر برای رونمایی و معرفی این اثر بعد از پایان نمایشگاه کتاب برنامه‌ای مستقل دارد که از طریق سایت انتشارات اطلاع رسانی خواهد شد

[ نویسندگان روز جهان و داستان‌هایی در سرزمین اهورایی]

میان-فنجان-های-قهوهکتاب «میان فنجان های قهوه» مجموعه داستان‌های کوتاه از نویسندگان روز جهان با ترجمه دکتر ضیاء قاسمی در غرفه‌ی انتشارات سرزمین اهورایی واقع در سالن 2 راهرو 3 غرفه‌ی شماره 643 رونمایی و عرضه می‌شود.. این کتاب شامل داستان‌هایی از : اورهان پاموک، سام شپرد، آلیس مونرو، توبیاس ولف، گیلرمو مارتینز، جولین بارنز، جورج ساندرز، دیوید فاستر والاس، نادین گوردیمر و جویس کارول اوتس است و معرفی مختصری از نویسندگان را به همراه دارد.

مترجم  در مقدمه‌ی این کتاب آورده است: «داستان های مجموعۀ "میان فنجان‌های قهوه" از میان ده‌ها داستان برچین و ترجمه شده اند و ملاک انتخاب این داستان ها محتوای ادبی غنی، تنوع مضامین، قوت تکنیکی اثر و جدید بودن داستان ها بوده است. این مجموعه ده داستان را از ده نویسندۀ معاصر در بر می گیرد. نویسندگان این داستان ها هر یک به نوعی دارای شهرت و محبوبیت هستند...داستان های این مجموعه هر یک به نوعی بازنمایندۀ رنج ها و استقامت های انسان ها در شرایط مختلف هستند و زندگی آدم‌ها را از دیدگاه های مختلف که آمیخته با مفاهیمی نظیر تنهایی، سرگردانی، رنج، مبارزه، عصیان، شور و غیره هستند به تصویر می کشند. امید است که این مجموعه مقبول ذوق خوانندگان نکته‌سنج واقع شود.»

مجموعه داستان میان فنجان‌های قهوه با ترجمه دکتر ضیاء قاسمی و طرح جلد و گرافیک مجید ضرغامی با فروست هفتم ادبیات داستانی جهان در بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی تهران سالن 2 راهرو 3 غرفه شماره 643 انتشارات سرزمین اهورایی عرضه خواهد شد. و همزمان از طریق شرکت‌های معتبر پخش کتاب مانند پخش گسترش و پخش ققنوس به کلیه‌ی کتاب‌فروشی‌های سطح کشور پخش خواهد شد.

[برای اولین بار برگزیده شعر دهه‌ی هفتاد در نمایشگاه کتاب عرضه می‌شود]

70کتاب برگزیده شعر دهه‌ی هفتاد که به انتخاب ابوالفضل پاشا، رضا چایچی و بهزاد خواجات و به اهتمام مجید ضرغامی جمع آوری شده است اشعاری از شاعران دهه‌ی هفتاد را منتشر می‌کند که به اعتقاد و آراء انتخاب کنندگان از بهترین شعرهای شاعران آن نحله‌ی شعری بوده است. این کتاب بی‌نظیر و جنجالی که برای اولین بار گزیده‌ای هدفمند و کارشناسی شده از شعر دهه‌ی هفتاد را به مخاطبین خود معرفی می‌کند در بیست و نهمین نمایشگاه کتاب تهران سالن دو راهرو 3 غرفه‌ی انتشارات سرزمین اهورایی شماره‌ی 643 معرفی و عرضه می‌شود. گردآورندگان این اثر در مقدمه‌ی این کتاب در باره‌ی شعر دهه‌ی هفتاد، دلیل انتخاب شاعران این کتاب و علت عدم انتخاب بعضی از شاعران مطرح و منسوب به آن دهه سخن گفته‌اند.در بخشی دیگری از مقدمه‌ی این کتاب آمده است:

" ... شعر دهه‌ی هفتاد، شعر شاعرانی‌ست که پیش از این به ویژگی‌های کلی روش آنان اشاره کردیم. بحث در خصوص این شاعران بحث تقویمی نست بل‌که باید تحول‌ها را در کار آنان ارزیابی کنیم؛ شعر این شاعران در عین حال که به شاعران سلف و شیوه‌های آنان احترام می‌گذارد و به دست‌آوردهای هنری آن عزیزان وفادار است، نسبت به روش‌های آنان گامی جدیدتر تلقی می‌شود. شاعران هفتاد در عین احترام به شاعران پیشین، روش‌هایی پیشرفته‌تری را در نظر داشتند و برای اثبات آرمان‌های شعری خود و دفاع از این آرمان‌ها بسیار کوشیدند و حتا سیلی خوردند. البته یادآور شویم که نام یا عنوان شاعران دهه‌ی هفتاد در خصوص این شاعران، به شکلی شتاب زده و ارتجالی انتخاب شد و چیز عجیبی هم نبود که این نوع شعر یا این گروه از شاعران نام دیگری داشته باشند.
اکنون اگر بخواهیم شعر دسته‌ی بعدی شاعران این دهه را بررسی کنیم باید همان عنوان شعر در دهه‌ی هفتاد و بحث تقویمی را در نظر بگیریم که شاعران این دسته اگر چه در این دهه حضور داشته‌اند اما جزو شاعران دهه‌ی هفتاد به شمار نمی‌آیند؛ چرا که ویژگی‌های شعر شاعران دهه‌ی هفتاد را در شعر خود رعایت نکرده‌اند. برای روشن‌تر شدن مطلب نام مهم‌ترین شاعران این گروه را که نام و شعرشان در این مجموعه نیامده است به ترتیب حروف الفبا ذکر می‌کنیم و بعد توضیحات بیش‌تری را می‌افزاییم: محمد آزرم/ شمس آقاجانی/ ندا ابکاری/ هوشیار انصاری‌فر/ علی باباچاهی/ نسرین جافری/ عباس جبیبی بدرآبادی/ امید حلالی/ شهرام رفیع زاده/ م. روانشید/ فرامرز سه‌دهی/ اعظم شاهبداغی/ فریاد شیری/ فریبا صدیقیم/ ایرج ضیایی/ محمدحسین عابدی/ علی عبداللهی/ کسرا عنقایی/ آزیتا قهرمان/ سایر محمدی/ و شاعران دیگری از این گروه...
اگر نام و شعر این شاعران یا شاعران دیگری از این دست در این مجموعه وجود ندارد دال بر آن نیست که در کار این عزیزان خلاقیت وجود نداشته است بل‌که باید تأکید کنیم که در کار اغلب این عزیزان خلاقیت و نوآوری و فراروی‌های بسیار وجود دارد اما شعر این بزرگواران ویژگی‌های شعر دهه‌ی هفتاد را ندارد یا آن‌که احتمال‌های دیگری را می‌توان در نظر گرفت:
1. عده‌یی بعدها از حضور در گروه شاعران دهه‌ی هفتاد برائت جستند و خود را از شاعران دهه‌ی هفتاد جدا دانستند.
2. عده‌یی بدون آن‌که برای انگاره‌ها و آرمان‌های شعری خود بکوشند و سیلی بخورند سرِ سفره‌ی آماده‌ی استاد خود نشستند و از این رهگذر شعر خود را به گوش مخاطب رساندند.
3. شعر عده‌یی پیش از دهه‌ی هفتاد و مثلن در دهه‌ی پنجاه یا شصت مطرح شده بود و البته در دهه‌ی هفتاد هم به لحاظ تقویمی به کار خودشان ادامه دادند و حتا برخی از این شاعران، از شاعران دهه‌ی هفتاد تأثیر هم پذیرفتند.
4. از میان عده‌یی که در اواخر دهه‌ی هفتاد با تأسی به شاعران هفتاد به این گروه پیوستند چند نفر این راه را به شکل حرفه‌یی ادامه دادند که نام و شعرشان در این کتاب هست اما شعر چند نفر دیگر، معاییر این نوع شعر را به طور کامل دارا نبود یا اگر بود در سال‌های بعدی نخواستند یا نتوانستند این راه را به شکل اصولی ادامه دهند. 5. عده‌یی از همان آغاز دهه‌ی هفتاد حضور داشتند اما ویژگی‌های شعر هفتاد را در شعرشان رعایت نمی‌کردند و متأسفانه نام‌شان به تسامح با نام شاعران هفتاد گره خورده بود.

ادامه مطلب ...

[مجلد دوم آنتولوژی شاعران امروز در نمایشگاه کتاب بیست و نهم رونمایی می‌شود]

شاعران-امروزمجلد دوم از آنتولوژی شاعران امروز با دو فرم  جلد شومیز و جلد سخت در 274 صفحه و قطع رقعی در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران و در غرفه‌ی انتشارات سرزمین اهورایی واقع در سالن شماره‌ی دو راهرو سه غرفه‌ی شماره 643 عرضه خواهد شد. این کتاب که به صورت دوره‌ای از طریق فراخوان اطلاع‌رسانی شده و با روش کارشناسی گروهی انتخاب و منتشر می‌شود اکنون با همکاری گروه داوران مجلد دوم ( هرمز علیپور، ابوالفضل پاشا، رویا تفتی، بهاره رضایی، روجا چمنکار ) منتشر شده است. این کتاب در هر دوره از فراخوان از کارشناسان متفاوتی بهره می‌گیرد و شاعران می‌توانند در هر دوره با اشعار جدید و یا اشعاری که در دوهر‌ی قبلی امتیاز لازم را از داوران آن دوره کسب نکرده‌اند شرکت کنند. حضور فارسی‌زبانان از کشورهای دیگر در این پروژه آزاد است و این طرح شرط سنی ندارد. طرح شاعران امروز با انگیزه‌ی شناسایی، معرفی و کمک به شاعران جوان‌تر  و حضور آن‌ها در کنار شاعران  کار کرده و باتجربه راه اندازی شده است. اسامی شاعران مجلد دوم این آنتولوژی به شرح زیر است:

ابوالفضل کمالی – ابوالفضل نظری – احمد بیرانوند – آرزو بسطامی – آرزو نوری – آریا معصومی – آزاده بشارتی – آزاده فراهانی – اصلان قزللو – آفاق شوهانی – الهام حیدری – امین احراری - پریسا مرتضوی – تینا نظری – جلال کیانی – حامد بشارتی – حکیم علیپور – دیانا جوانمرد – رسول عبدالمحمدی – روزبه کمالی – رویا شاه حسینی زاده – زهرا معماریان – سامان بختیاری – سید علی‌کیا – مهدی نژاد هاشمی – شبنم آذر – شهرام پارسا مطلق – شهلا رستمی نژاد – شهناز اسحاقی – شیدا محمدی – صنم احمدزاده – عباس آتشی – عباس گلستانی – عزیزه خوش‌نسیب – عطیه عطار زاده – علی صالحی بافقی – علی‌رضا کاهد – فرحناز حمزه – فردین کوراوند – فرزین پارسی‌کیا – فرناز فرازمند – فرشته پناهی – فریبا صدیقیم – کاوه اویسی – کیانا برومند جاوید – لادن جمالی  – مجتبی هژیری – محسن احمدی – محمد آشور – محمد حسین صفری – محمدعلی نوری – محمد فرخ طلب فومنی – محمدیاسر موسی‌پور - مجید معصومی راد – مرضیه آقاسی – مسلم کیانی - ملیحه سیف‌آبادی – موسی زنگنه – مهسا چراغعلی – نوید سیادت – وحید ارونقی  - هانیه ملکی – یاسمین بهار آرنگ – یاور مهدی پور

 

 

جلد دوم کتاب [شاعران امروز] به انتخاب گروه داوران با فروست 8 شعر امروز و با طرح جلد و گرافیک مجید ضرغامی در بیست و نهمین نمایشگاه بین‌المللی تهران سالن 2 راهرو 3 غرفه شماره 643 انتشارات سرزمین اهورایی عرضه خواهد شد. و همزمان از طریق شرکت‌های معتبر پخش کتاب مانند پخش گسترش و پخش ققنوس به کلیه‌ی کتاب‌فروشی‌های سطح کشور پخش خواهد شد.

[ برای نخستین بار در ایران: مجموعه شعری از درک والکات در نمایشگاه کتاب]

درک-والکاتکتاب منتخب اشعار درک والکات با ترجمه مسعود بساطی در غرفه‌ی انتشارات سرزمین اهورایی و بیست و نهمین نمایشگاه کتاب تهران عرضه می‌شود. مشت‌های گره کرده اولین ترجمه و کتاب شعر از درک والکات برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1992 است که در ایران منتشر شده است. این کتاب با ترجمه‌ی مسعود بساطی و مدیریت هنری و طرح جلد مجید ضرغامی با فروست شماره بیست و هشتم شعر جهان این انتشارات منتشر  شده است و در غرفه‌ی انتشارات سرزمین اهورایی واقع در سالن شماره‌ی دو راهرو سه غرفه‌ی شماره 643 عرضه خواهد شد. درک والکات در 23 ژانویه، در شهر کاستریز، کشور سن لوسیا در جزایر هند غربی واقع در دریای کارائیب به همراه برادر دوقلویش رودریک والکات به دنیا آمد. مادرش معلم بود و به هنر عشق می ورزید و گاهی وقتها شعرهای موزون را برای آنها و خواهرشان می خواند. پدرش نقاش و شاعر بود که در سن 31 سالگی بر اثر بیماری سرطان درگذشت و آنها را تنها گذاشت. خانواده اش از اقلیت مذهبی متدیست های مسیحی بود که تحت الشعاع عمده کاتولیک مذهب های جزیره بود. در جوانی نقاشی می آموخت، معلم نقاشی وی "هارولد سیمونز" ،استادی حرفه‌ای بود که مشوق اصلی والکات جوان در راه هنر شد.
والکات جوان به شدت تحت تاثیر (سزانCézanne ) و (جورجیونGiorgione ) بود وبسیار از آنها آموخت. والکات وقتی مشق نویسندگی می کرد، دیوانه وار زبان انگلیسی را دوست می داشت و به شدت تحت تاثیر مدرنیست هایی همچون تی.اس.الیوت  و ازرا پاوند قرار گرفت.در 14 سالگی نخستین مجموعه ی شعرش با عنوان (صدای سن لوسیا) را که اشعاری میلتونیک((وابسته به اشعار مذهبی جان میلتون)) بود را نوشت. یک کشیش کاتولیک انگلیسی حضور کسی که هوای متدیست بودن را استنشاق کرده بود(والکات) را در روزنامه محکوم کرد و شعرش را مصداق بارز کفرگویی دانست!

ادامه مطلب ...

صفحه 7 از 32

خبرنامه اهورا

نام:

ایمیل: