انتشارات اهورا

[شعرهای لیزا زاران و شاعر آمریکایی برای اولین بار در ایران]

16برای اولین بار درایران برگزیده‌ای از شعرهای شاعر معاصر آمریکا #لیزا_زاران با ترجمه‌ی #امسعود_ضرغامیان در نمایشگاه کتاب تهران و غرفه‌ی #سرزمین_اهورایی :
شعر زاران را می توان تا حدودی شعری ایماژیستی با زبانی ساده دانست که راه ارتباط با شعر خود را برای مخاطب پیجیده نمی کند و از لحاظ حسی می توان به خوبی با او ارتباط برقرار کرد. زاران انسانی رنج کشیده را در شعر خود به تصویر می کشد که درچرخ دنده های زندگی ماشینی، سخت شکننده شده . پسر بزرگ او که وابستگی به مواد مخدر دارد تا حد زیادی در زندگی و شعرش تاثیر گذاشته تا جایی که مجموعه شعری به نام "اگر ما این بودیم " را به خاطر پسرش می نوسید و به چاپ می رساند.
به گفته او از تمام تلاش های هنری که نظر ما را به خود جلب کرده اند و زندگی ما را فراتر از واقعیت نشان می دهند، شعر شاید از میان همه ی آن هنرها کمترین ضرورت را به خود اختصاص دهد...
#lisazaran
با بازوانِ کبود
مجوعه شعر لیزا زاران ترجمه‌ی مسعود ضرغامیان

[نیچه و چاپ مجدد عاشقانه‌هایی دست نیافتنی در سرزمین اهورایی]

15متفاوت با آ‌ن‌چه تا کنون از نیچه شنیده و خوانده‌اید. چاپ دوم شعرهای عاشقانه و گزین‌گویه‌های #فریدریش_نیچه ترجمه‌ی #علی_عبداللهی در نمایشگاه کتاب تهران #سرزمین_اهورایی:
دفتر حاضر گزینه ای است موضوعی از میان اشعار نیچه، گزینه ای از شعرهای غنایی و عاشقانه ی این فیلسوف – شاعر بزرگ و بحث انگیز آلمانی که ایرانیان و فارسی زبانان ، به خوبی می شناسندش. شاید بیشتر به خاطر کتاب مهم اش" چنین گفت زردتشت" که در ایران بارها منتشر شده و طبعاً چندین ترجمه ی مختلف از زبانهای مختلف،- غیر از زبان مادری اش آلمانی- هم از آن وجود دارد. اما باید گفت اندیشه های نیچه فقط در این کتاب خلاصه نمی شود بلکه سایر آثار وی، از جمله شعرهایش در بررسی آراء وی اهمیت شایانی دارند و اگر نگوییم مهمترند، دستکم اهمیتی همسان با کتاب زردتشت دارند.
.
.
جهان، آرام نمي‌ماند
شب، روز روشن را
دوست مي‌دارد.
«من مي‌خواهم» طنين خوشي دارد؛
و خوشتر از آن
«من دوست مي‌دارم»
. .
زرتشت و نیچه
عاشقانه‌های فریدریش نیچه– ترجمه علی عبداللهی

[اواخر لاخ و شعرهایی بی‌مانند برای اولین بار در ایران]

14برای اولین بار درایران برگزیده‌ای از شعرهای بانو#اوا_خرلاخ شاعر و نویسنده‌ی هلندی برنده‌ی جوایز معتبر شعر و ادبیات هلند با ترجمه‌ی #امیرحسین_افراسیابی در نمایشگاه کتاب تهران و غرفه‌ی #سرزمین_اهورایی : "کار خرلاخ در عین متغیر بودن از هم آهنگی بسیار برخوردار است. چون تمام شاعران بزرگ به وحدت در تنوع شکل می‌دهد و تنوع را در وحدت به نمایش می‌گذارد. اوا خرلاخ دنیایی را نقش می‌زند که لزومن امن یا آرامش‌بخش‌اش نمی‌توان نامید: هیچ چیز آن‌چنان که می‌نماید نیست، همیشه امکان باژگون شدن تمامی چیزها یا باژگون کردنشان وجود دارد. واقعیت مجموعه‌ای از تضادها و ناسازه‌ها است، دست کم برای آن که موشکافانه مشاهده می‌کند. و خرلاخ می‌تواند نگاه کند، خوب نگاه کند. از طریق مشاهده‌اش ـ چه به صورت دیدن یا توضیح دادن یا عکس گرفتن ـ در واقع هویت ظاهری چیزها و بداهت دروغین‌شان را از آن‌ها می‌گیرد
#EvaGerlach [در کنارِ نگاه ]
اواخر لاخ ترجمه امیرحسین افراسیابی

[ارکان جامعه، جهانِ نمایش و باز هم ایبسن]

13نمایشنامه‌‌‌ا‌ی متفاوت و درامِ واقع‌گرایانه پر طرف‌دار و ابته انتقاد برانگیز ایبسن #هنریک_ایبسن در غرفه‌ی #سرزمین_اهورایی:

این اثر اولین نمایشنامه ایبسن است که در سال 1880 به زبان انگلیسی، در لندن، روی صحنه رفت. بسیاری این اثر را اولین اثر معاصر درامِ واقع‌گرایانه ایبسن می‌دانند. در این اثر ایبسن به نقد ارزشهای طبقات متمول و متوسط جامعه می‌پردازد. بسیاری از منتقدین امروزی، آنچه که در انتهای نمایشنامه اتفاق می‌افتد را مورد تایید نمی‌دانند. به گمان آنها، مجرم به علت ثروتمند بودن، و با توسل به قوانین سنتی جامعه از زیر بار مجازات فرار می‌کند. از سوی دیگر می‌توان ادعا کرد ایبسن به زیبایی توانسته جامعه‌ای را به تصویر بکشد که در آن ثروتمندان خودخواه و فاسد بدون هیچ‌گونه بازخواستی به زندگی خود ادامه می‌دهند…
ارکانِ جامعه
هنریک ایبسن – ترجمه‌ی فرشته سادات جاوید حسینی

[غاده‌السمانِ بی‌مانند با عاشقانه‌هایی که به چاپ سوم رسید]


12چاپ سوم عاشقانه‌های بانوی محبوب شع رو ادبیان عرب #غاده_السمان با ترجمه‌ی #موسی_بیدج در غرفه‌ی #سرزمین_اهورایی:
منتقـدان در اين نكته اشتراك نظر دارنـد كه پديد آورنده‏ی اين شعرها و داستان‏ها (غاده) دلى پردرد و سرى پُر شور دارد و زنى است كه بر عكس مسير رودخانه شنا مى‏كنـد چرا كه از همان آغاز بر بسيارى از عرف و عادت‏هاى روانى و اجتماعى جامعه محافظـه‌كار سنتى محل زيستش در سوريه طغيان كرد. نگرانى هرگز به تو اعتماد نكرده‏ام اگر با من دست داده‏اى ترسيده‏ام كه انگشتانم را بدزدى و اگر مرا بوسیده‌ای دندان‏هايم را شمرده‏ام! با اين‏همه عاشقت بوده‏ام
با این همه عاشقت بوده‌ام
عاشقانه‌های غاده آلسمان – ترجمه دکتر موسی بیدج

[خطِ ساحلی رمانی که حتما باید آن را بخوانید]

11ورونیک_اولمی و رمانی کوتاه و تاثیر گذار با ترجمه‌ی #میثم_سراج در غرفه‌ی #سرزمین_اهورایی:

در "خط ساحلی" از ورونیک اولمی ما نه با یک راوی معمولی بلکه با بیماری روانی مواجه هستیم، مطلبی که علاوه بر آشکار شدن ویژگی های شخصیتی روای در طول روایت، شیوۀ نگارش منحصر به فرد نویسنده نیز به سرعت آن را برای مان آشکار می کند. ما در این اثر در برخورد با جملاتی بسیار کوتاه یا بسیار بلند، جملات یا کلماتی معلق و سرگردان! (که پس از خواندن جمله یا کلمۀ بعدی گوینده و جایگاه شان مشخص می شود) و همین طور استفاده بیش از حد معمول از علائم نگارشی، به غیر معمول بودن تراوشات ذهنی شخصیت اصلی داستان پی می بریم، که می شود همین زکاوت و باریک بینی ورونیک را دقیقا نقطۀ عطف این کتاب به حساب آورد. مخاطب این اثر علاوه بر آن که دنیا را از دریچۀ چشم یک بیمار روانی می بیند... خطِ ساحلی
ترجمه میثم سراج – ادبیات داستانی - جهان

[هرولدپینتر و نمایشنامه‌ی بازگشت به خانه در جهانِ نمایش]

10نمایشنامه‌‌‌ا‌ی متفاوت و بحث برانگیز از برنده‌ی جایزه‌ی نوبل2005 ادبی #هرولد_پینتر در غرفه‌ی #سرزمین_اهورایی:

منتقدین اغلب از نمایش «بازگشت به خانه» به‌عنوان جاه‌طلبانه‌ترین نمایش هرولد پینتر یادکرده‌اند. این نمایش به مسائل مختلفی ازجمله عمل جنسی، قدرت، و نقش زن به شیوه‌ای عجیب و تحریک‌آمیز می‌پردازد. نمایش در خانه‌ای قدیمی در شمال لندن رخ می‌دهد. خانه‌ای که تمام ساکنین آن مرد هستند و مکس، پدرسالارِ ستمگر آن است. مکس قصابی بازنشسته است درحالی‌که برادرش سم، هنوز به حرفۀ شوفری می‌پردازد. لنی و جوئی دو پسر مکس این خانوادۀ بی‌ثبات را شکل می‌دهند، در خانه‌ای که همه به دنبال سلطه‌طلبی هستند. در این فضای ملتهب، تِد و روث وارد می‌شوند. تد پسر ارشد مکس است، یک استاد فلسفه که در حال حاضر در آمریکا با همسرش روث زندگی می‌کند. تدی همسرش را به خانه می‌آورد تا برای نخستین بار از زمان ازدواج با آن‌ها ملاقات کند.
بازگشت به خانه
هرولدپینتر
ترجمه پگاه منفرد - زیر نظر دکتر علی‌سلامی

[پابلو نرودا با بیست ترانه‌ی عاشقانه در سرزمین اهورایی]

9چاپ دوم عاشقانه‌های شاعر محبوب آمریکای جنوبی #پابلو_نرودا با ترجمه‌ی #رضا_معتمدی در غرفه‌ی #سرزمین_اهورایی: .
نرودا در روز دهم جولای 1904 در یکی از شهرهای جنوب شیلی که صدها کیلومتر با سانتیاگو فاصله داشت زاده شد. پدر و مادر نام دور و دراز «الیسر نفتالی ری یس باسوآلتو» (Eliecer Neftali Reyes Basoalto) را برایش انتخاب کردند. نامی که او بعدها با برگزیدن نام «پابلو نرودا» برای خود آن را برای همیشه به فراموشی سپرد. در کودکی تحت تاثیر و تربیت نامادری کتابخوان و پدری اهل قلم و سیاست با ادبیات و موضوعات اجتماعی آشنا شد و بزودی شعر نوشتن را آغاز کرد. نوزده سالش بود که اولین مجموعه اشعار خود را بنام «شفق» در سال 1923 با نام «پابلو نرودا» منتشر کرد. یکسال بعد در سال 1924 کتاب «بیست شعر عاشقانه و یک ترانه نومیدی» را به چاپ رساند که در اندک زمانی نایاب و به چاپ های مکرر رسید و شمارگانی بالغ بر دو میلیون نسخه از آن در اسپانیا بفروش رفت...
.
بیست ترانه‌ی عاشقانه
عاشقانه‌های پابلو نرودا

[همه چیز درباره‌ی لینچِ دوست‌داشتنی در یک کتاب منتشر شد]

8برای اولین بار در ایران یک کتاب بی‌نظیر هنرمندی متفاوت #دیوید_لینچ به قلم كريس رادلي با ترجمه‌ی سامان رضایی در غرفه‌ی #سرزمین_اهورایی:
اين کتاب روند رشد و تکوين يک آدم معمولي به هنرمندي بزرگ را نقطه¬گذاري کرده است و در آن مقاومتي عجيب از سوي لينچ در برابر ارائه‌ي هرگونه توضيح و رمزگشايي و نيز ارتباط دادن آنها با نظريه‌هاي روانشناختي به چشم مي‌خورد. تفكر غريب و منحصر به فرد خود را از لابلاي كلامي به شدت ساده و محاوره‌اي بيان مي‌كند و در هيچ كجاي اين كتاب با جمله‌اي پيچيده و يا واژه‌اي ثقيل برخورد نخواهيد كرد. به همين خاطر در ترجمه‌ي آن نيز تغييري در سبك بيان او ايجاد نشده و گفتار او به همان شكل محاوره‌اي برگردان شده است. در عين غرابتي كه در عمق وجود وي حس مي‌شود، در اوج سادگي كلام از دركي متفاوت از دنيا و محيط اطراف حرف مي‌زند... #davidlynch
لینچ از زبان لینچ
کریس رادلی، ترجمه سامان رضایی
از مجموعه کتب سینمایی سرزمین اهورایی
530ص، رقعی
@ahoorapress

[نزار قبانی با نثرهایی در باره‌ی زندگی و عشق به نمایشگاه کتاب تهران رسید]

7یک کتاب بی‌نظیر از عاشقانه‌سرای بی‌همتای عرب #نزار_قبانی با ترجمه‌ی #رضا_عامری در غرفه‌ی #سرزمین_اهورایی:

من از مردمی هستم که با شعر نفس می‌کشند و با شعر موی خود را شانه می‌کنند و شعر را می‌پوشند. تمام کودکان ما وقتی متولد می‌شوند، در شيرشان، دی اِن ای شعر وجود دارد. وهمه جوانان ميهنم اولين نامه‌های عاشقانه خود را به شعر می‌نویسند و همه مردگان در وطنم زير سنگی می‌خوابند که دو بیت شعر روی آن نوشته شده است.
در جهان عرب این‌که انسانی شاعر باشد، ‌معجزه نيست. بلکه معجزه اين است که شاعر نباشد.
ما با شعر محاصره‌شده‌ایم و ناچار به نوشتن شعرهستيم، همان‌گونه که خاک مصر زاييده پنبه‌زارهاست و سرزمين شام با گندمزارهای خود و سرزمين عراق با خرما خود معروف هستند. ما محکوم به شعر هستيم همان‌گونه که کشور هلند محکوم به مجاورت با دريا و کوه‌های هيماليا محکوم به سرشاری از برف‌اند

داستانِ من و شعر، من و عشق

گزیده آثار منثور نزار قبانی، ترجمه رضا عامری

صفحه 2 از 38

خبرنامه اهورا

نام:

ایمیل:


گالری تصاویر اهورا کارت

پاتوق‌های فرهنگی