انتشارات اهورا

[یادی از استاد شهریار]

110-2زنوای مرغ یاحق، بشنو که در دلِ شب

غم دل به دوست گفت

چه خوش است شهریارا...

روز بزرگ‌داشت استاد شهریار گرامی

تصویر: نقاشی گواش اثر بهزاد سهرابی

انتخاب، طرح و اجرا مجیدضرغامی

خوشنویسی مصطفی سهرابی

از مجموعه کارت پستال و آثار بصری اهورا منتشر شده توسط انتشارات سرزمین اهورایی / چاپ نخست 1372

*روز #شعر و ادبیات فارسی گرامی باد. انتشارات سرزمین اهورایی بااحترام به #استادشهریار و تجلیل از جایگاه خاص وی در شعر معاصر و خصوصا #غزل معاصر فارسی امیدوار است مسئولین محترم از میان گنجینه‌های ادبی ایران زمین و بزرگان ادبیات کلاسیک فارسی که درجهان شناخته شده‌اند با درایت و انتخابی شایسته، روز مناسبی مانند زادروز #حکیم_ابوالقاسم_فردوسی را به نام  روز ملی #ادبیات و شعر فارسی اختصاص دهند.

[آنتیـا‌هیس، بومیان‌استرالیـا و شکوفه‌کاوانی در سرزمین اهورایی]

anita hisبه رنگ قهوه
چرا مرا دختر " قهوه رنگ " خودت می‌نامی؟
و می پنداری در جهان مردانه‌ی سفید پوست تو ؛ جذابی خارجی‌ام
من که ته رنگی از قیر بر بدن دارم
و برنزه بودن
حسادت تو را برمی‌انگیزاند .
فکر می‌کنی همه ی من رنگ من است.
اما رنگ پوستم ؛ تنها پوسته ی من نیست ،
هر چند که تنها دلیلی است که تو معشوقه ی من شدی.
تو همچنین عاشق پوشش شکلاتی ظرف
شراب جین تازه ی یافته ات هم هستی .
شعله ی روح من نبود که تو را جذب کرد
بلکه رنگ پوستم بود .
تو از این خوشت می‌آمد که من رنگ شده نبودم ،
تو عاشق طبیعی بودن رنگ بدن من بودی .
و حالا هم بسیار سطحی
از نگاه پیروز مندانه ات به خاطر یافتن دوست دختر پوست قهوه ای ات
لذت می بری .
چرا عاشق درون من نیستی؟
فقط به خاطر رنگ پوستم ؟
.
.
نژادپرست نیستم، اما
#آنیتا_هیس ترجمه #شکوفه_کاوانی
ویراستار#شبنم_آذر#مدیرهنری و #طراح#مجیدضرغامی
#شعرجهان

از کتاب‌فروشی‌ها و شهر‌کتاب‌های شعر و محل خود تهیه کنید.

[وداع با مدیا کاشیگـــــر]


19 17مراسم وداع با مدیا کاشیگر شاعر،مترجم، نویسنده و کارشناس‌ ادبی‌‌فرهنگی روز سه شنبه دهم مرداد ماه ساعت نه صبح از تالار وحدت به سوی قطعه ی نام آوران بهشت زهرا انجام می‌گیرد. انتشارات سرزمین‌اهورایی درگذشت شاعر و مترجم توانا آقای کاشیگر را به بستگان محترم ایشان و جامعه فرهنگی،ادبی تسلیت می‌گوید.

 

[روز قلم گرامی باد]

photo 2017-07-05 12-39-08قلم توتم من است ، توتم ما است ، به قلم سوگند ، به خون سیاهی که از حلقومش می‌چکد سوگند ، به رشحه خونی که از زبانش می‌تراود سوگند ، به ضجه‌های دردی که از سینه‌اش برمی‌آید سوگند... که توتم مقدسم را نمی‌فروشم ، نمی‌کشم ، گوشت و خونش را نمی‌خورم ، به دست زورش تسلیم نمی‌کنم ، به کیسه زرش نمی‌بخشم ، به سرانگشت تزویرش نمی‌سپارم، دستم را قلم می‌کنم و قلمم را از دست نمی‌گذارم ، چشم‌هایم را کور می‌کنم ، گوش‌هایم را کر می‌کنم ، پاهایم را می‌شکنم ، انگشتانم را بند بند می‌برم ، سینه‌ام را می‌شکافم ، قلبم را می‌کشم ، حتی زبانم را می‌برم و لبم را می‌دوزم ...

اما قلمم را به بیگانه نمی‌‌دهم .  "دکترعلی‌شریعتی"

 

روز قلم گرامی باد.

انتشارات سرزمین اهورایی

 

[گزیده شعرهای شمس لنگرودی در صدر جدول فروش هفته بازار نشر]

shamsbehnamگزارش ایبنا از 10 اثر پرفروش هفته سوم خردادماه

اثر جدید شمس لنگرودی در صدر پرفروش‌ها

 تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۰۰

اثر تازه منتشر شده شمس لنگرودی با عنوان «تا شادمانه مرا ببیند» که از سوی انتشارات سرزمین اهورایی راهی بازار کتاب شده، با استقبال علاقه‌مندان به این شاعر در صدر فهرست پرفروش‌های حوزه شعر در هفته گذشته قرار گرفت.

  اثر جدید شمس لنگرودی در صدر پرفروش‌ها

 به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، بازار فروش کتاب‌های شعر در هفته گذشته با استقبال از مجموعه شعر تازه منتشر شده «تا شادمانه مرا ببینند» شامل گزیده‌هایی از اشعار محمد شمس لنگرودی به همراه مقاله‌ای از علیرضا بهنام درباره کارنامه شعری این شاعر، همراه بود. مقاله ارائه شده در این کتاب که از سوی انتشارات سرزمین اهورایی منتشر شده، به تحولات دوره‌های مختلف شعری شمس لنگرودی، تمایز او با سایر شاعران در دهه 60 و تأثیر او بر جریان شعر در آن سال‌ها و دهه‌های پس از آن، پرداخته است. در کنار این کار، گزیده‌ای هم از تمام دفترهای شعرش بر معیاری که در مقاله در نظر گرفته شده، درج شده است؛ به گونه‌ای که شعرهای انتخاب شده، مسیر شعری و تحولات او را نشان می‌دهند.                          

 

 

لینک خبر کامل در ایبنا:        http://www.ibna.ir/fa/doc/report/249094/%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF-%D8%B4%D9%85%D8%B3-%D9%84%D9%86%DA%AF%D8%B1%D9%88%D8%AF%DB%8C-%D8%B5%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%81%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D9%87%D8%A7

[رمانِ قدرت یک دروغ نوشته‌ی یوهان بویر با ترجمه‌ی قاسم صنعوی]

ghodrategonahبه گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی سرزمین اهورایی کتاب "قدرت یک دروغ" نوشته‌ی یوهان بویر با ترجمه قاسم صنعوی در فروست ادبیات‌ داستانی جهان انتشارات سرزمین اهورایی منتشر و اکنون روانه‌ی بازار نشر شده است. یوهان بویر زادۀ ششم مارس 1872بود و در گذشته در سوم ژوییۀ  1959در  اوسلو. درمقام رمان نویس، نمایشنامه نویس، قصه پرداز در دیار خود نروژ و بسیاری از کشورهای دیگر بلند آوازه بود و هست. آثار متعددی از او به زبان های بیگانه ترجمه شده‌اند و تقریباً هیچ رمانی از او نیست که به زبان فرانسوی ترجمه نشده باشد.
   با نام واقعی یوهان هانسن کریستوفر  در روستایی به نام  اورکدالسورن  که اکنون شهری به نام اورکانگر است زاده شد. فرزند پدر و مادری بود که ازدواج رسمی رسمی نکرده بودند و چون فرزند خوانده ای در یک خانوادۀ تهی دست پرورش یافت. خیلی زود با واقعیت های فقر آشنا شد. نخستین سال  های زندگی اش با کار در مزرعه  گذشت و مدتی هم چون کمک حسابدار کار کرد. در سال 1894 که پدرش درگذشت نام خانوادگی بویر را برگزید.
   کوشش ادبی اش با انتشار کشتی نفت کش اونگه  در سال 1893آغاز شد و سال های 1920او را در اوج قدرت نویسندگی نشان می داد. تنوع  موضوع های آثارش که بسیاری از آن ها به زبان های بیگانه ترجمه شدند یکی از دلیل های عمدۀ شهرت جهانی او به شمار می رود. اما ناقدان عموماً بهترین کارهای او را رمان هایش می دانند و به خصوص برای آخرین وایکینگ او ارزش بسیار قایل می شوند. این اثر، زندگی ماهیگیرانی را که زمستان را درمدار قطبی نزدیک به منتها الیه کرانۀ  شمالی نروژ می گذراندند با توانایی بسیارتوصیف می کند....

رمانِ قدرت ایمان (ترجمه شده به زبان فرانسوی با عنوان قدرت یک دروغ) یکی از مشهورترین رمان های بویر (که جایزۀ آکادمی فرانسه را دریافت داشت). نویسنده در این اثر در بررسی محیطی روستایی، شیوه های اصلی رمان روان شناختی را به کار می برد. این رمان آداب وعادت های روستایی، رمانی بی پیرایه و تأثیرگذار، مطلقا از توصیف های جلب نظر کننده ای که درفرانسه آثاری از این دست را مشخص می کنند عاری است.

کتاب قدرت یک دروغ به قلم یوهان بویر با ترجمه‌ی قاسم صنعـوی در فروست شماره‌ی 9 ادبیات داستانی جهان انتشارات سرزمین اهورایی با گرافیک و طرح جلد مجید ضرغامی در 288 صفحه و در قطع رقعی منتشر شده است و توسط شرکت‌های محترم پخش ققنوس و گسترش روانه‌ی بازار نشر کتاب شده است. خریداران گرامی می‌توانند از طریق کتابفروشی‌ها و شهرکتاب‌های شهر و محل خود و یا از طریق سایت انتشارات سرزمین اهورایی این اثر و دیگر آثار نشر را با خرید تلفنی و ارسال پستی در محل مورد نظر خود تحویل بگیرند.

 

[پرفروش‌های سرزمین اهورایی در نمایشگاه کتاب سی‌ام]

کتب نفیس: 1- ایران سرای جاویدان 2- ایران سرزمین اهورایی 3- تخت‌جمشید پایتخت‌اهورایی

شعر ایران: 1- عاشقانه‌های ایرانی (آنتولوژی+عکس)، مجیدضرغامی 2- تا شادمانه مرا ببینند، گزیده شعرهای شمس لنگرودی، مقدمه و گزینش: علیرضا بهنام 3- تو را من چشم در راهم، منتخب اشعار نیما یوشیج، مجید ضرغامی 4-من یک دوزیستم، علی صالحی بافقی 5- باورکنید: این هم یک شوخی بود ( مستند زندگی و آثار علی باباچاهی + کتاب منتخب اشعار محسن موسوی میرکلایی و مهدی خنافره

شعر ایران ( کتاب‌های شعر بامداد) 1- به اجبار از تو متنفر خواهم شد، زهرا بختیاری نژاد 2- جزیره نشین، محسن موسوی میرکلایی 3- آدم‌ها نمی‌پرند، رز فضلی + روزه‌ی سکوت، سهیل نصرتی

شعر جهان: 1-عاشقانه‌های بی‌پایان، دیانا باربو، ترجمه النارودیکا ایله‌آ ( کاظمی) 2-آدمک، مترسک و عاشق، عاشقانه‌های هالینا پوشفیا توفسکا (چاپ دوم) ترجمه‌ی کاتاژینا وانسالا و دکتر ضیاء قاسمی 3- آوازها و زنگ‌ها، فدریکو گارسیا لورکا، ترجمه‌ی حسن صفدری 4- ازمن نپرس چرا دوستت دارم، عاشقانه‌های نزار قبانی (چاپ جهارم) ترجمه رضا عامری 5- عاشق شدن در ساعت بیست و پنج، عاشقانه‌های شیرکو بی‌کس (چاپ دوم) ترجمه‌ی فریاد شیری

رمان و ادبیات داستانی: 1- ویونا، (رمان ایرانی) نویسنده: مهدی اخوان لنگرودی 2- اولگا، (رمان ایتالیایی) کیارازوکی، ترجمه‌ی میثم سراج 3- چهار سوار مکاشفه، بلاسکو ایبنانیث. ترجمه‌ی قاسم صنعوی + شهرت، دانیل کلمان، ترجمه‌ی دکتر مهوش غلامی 4- قدرت یک دروغ، یوهان بویر، ترجمه‌ی قاسم صنعوی

هنر: 1- تمامی آن‌چه مردان در باب....، محمد صالح‌علاء 2-سینمای ایران دیروز، امروز، مصاحبه با سینماگران قبل و بعد از انقلاب، عارف محمدی 

 

[سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران و استقبال مخاطبین از سرزمین اهورایی]

از تمام مخاطبین، دوستان، هنرمندان، مولفین، مترجمین، شاعران و نویسندگان عزیز که در طول سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران مانند سال‌های گذشته به انتشارات سرزمین اهورایی آمدند سپاسگزاریم. امید است با حمایت مخاطبین واقعی چراغ صنعت نشر روشن‌تر از این که هست باشد. بر خود واجب می‌دانیم ضمن تقدیر از استقبال دوستان سرزمین اهورایی عذرخواهِ تمام مخاطبین عزیزی که برای آمدن به نمایشگاه متحمل سختی راه و دشواری طول مسیر و ترافیک شدند، باشیم.

عکس‌ها گویای روزهای اردیبهشتی نمایشگاه کتاب هستند:

باشید و همیشه

[چهار سوار مکاشفه به سرزمین اهورایی رسیدند]

18#نمایشگاه_کتاب

 
یک کتاب بیش‌تر بخوانیم
 
رمانی از بیسنته ایبانیث در تازه‌های نشر سرزمین اهورایی منتشر شد. کتاب "چهار سوار مکاشفه" با ترجمه قاسم صنعوی در فروست ادبیات‌ داستای جهان انتشارات سرزمین اهورایی برای اولین بار در سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران عرضه و رونمایی خواهد شد. بیسنته بلاسکو  ایبانیث ،نویسنده، روزنامه نگار، رجل سیاسی جمهوری خواه ضد کلیسایی و ضدخودکامگی، سر منشاء جنبشی سیاسی  که خودش آن را بلاسکیسم می خواند، در قبال نظر شماری از ناقدان تا جایی پیش می رفتند که با توجه به ناتورالیسم اوعنوان «زولای اسپانیایی» را به او بدهند، بی آن که تأثیر پذیری از نویسندۀ بزرگ فرانسوی در چند اثر نخستین خود را انکار کند، علاقه داشت تصریح کند: «کسانی که من را زولای اسپانیایی می خوانند نشان می دهند که نه زولا را می شناسند و نه من را... برای زولا، درادبیات همه چیز تفکر است؛ من آدمی بی فکرم. اگراو با سوراخ کردن به نتیجۀ نهایی می رسید، من با انفجار، با هیاهو و شدت عمل می کنم.»با نگاهی به زندگی این «زولای انفجاری» می توان به داوری پرداخت که معرفی او از خودش تا چه حد به واقعیت نزدیک می شود.
   زندگی اش در بیست ونهم ژانویۀ 1867 در بالنسیا  (والانس برای  فرانسوی ها) سومین شهر مهم اسپانیا،آغاز شد. پدرش بازرگان بود واو لاجرم در خانواده ای بورژوا پروش یافت. در سال 1882به دانشکدۀ  حقوق زادگاهش رفت. نخستین نوشته اش در یکی از مجله های محلی چاپ شد. یک سال بعد به مادرید گریخت ولی چند روزبعد او را باز گرداندند.( در شرح حال دیگری گفته شده که او درمادرید ماند، دورۀ فقررا گذراند، منشی پاورقی نویس موفقی شد و کم و کیف کاررا فرا گرفت و روزنامه نگارشد. ولی با توجه به این که او آن زمان شانزده ساله بود و نمی توانست ازخانه دور بماند؛ همان روایت اول به صحت نزدیک تر می نماید.). در سال 1888مدرک لیسانس حقوقش را گرفت. درسال 1889هفته نامۀ جمهوریخواه لا باندرا  فدرال  انتشارش را آغاز کرد. نام بلاسکو ایبانیث به عنوان مدیر برآن درج شده بود.یک سال بعد به دنبال تظاهراتی که در مخالفت با کانوباس دل کاستی  یو  رییس دولت وقت برپا شد، نخستین تبعید به سراغش آمد. به پاریس رسید و بااصلی ترین نمایندگان مکتب ناتورالیسم آشنا شد. نشر تاریخ انقلاب اسپانیا را که جلد آخرآن در سال 1892منتشر شد آغاز کرد. در سال 1891از بخشودگی برخوردارشد و به اسپانیا برگشت و درهمان سال ازدواج کرد. یک سال بعد نخستین رمانش موسوم به لا آرانیا  نگرا را منتشر کرد. در آن هنگام درحزب فدرال فعالیت بسیارداشت. در سال 1893 مجموعه مقاله هایی را که دردوران تبعید نوشته بود باعنوان پاریس و نیز کتاب زنده باد جمهوری را متتشرکرد. فعالیت های سیاسی، کارش را به زندان کشاند و هنگامی که زندانی بود نخستین فرزندش متولد شد. سال بعد به دنبال تظاهراتی برای باردوم زندانی شد. درنوامبرهمان سال نخستین شمارۀ روزنامۀ ال پوئبلو را به مدیریت خود منتشر کرد و از آن برای عرضۀ نظریه های سیاسی خود که منجر به ایجاد جریان بلاسکیسم شد بهره گرفت. سال های بعد چند رمان منطقه ای الهام گرفته از ناتورالیسم زولا را عرضه کرد. نویسنده دراین آثار جای مهمی به تحلیل اجتماعی اختصاص می داد. گل بدی، لاباراکا  (زمین های نفرین شده)، در میان نارنجستان ها، سونیکا ی بدکاره، لجن و جگن ها از این جمله بودند...   

رمان چهار سوار مکاشفه که بلاسکو ایبانیث در بحبوحۀ جنگ جهانی اول و درجهت جانبداری از متحدان و ابراز نفرت نسبت به امپراتوری های مرکزی (آلمان، اتریش – هنگری) نوشت، عنوان خود را از بخشی ازکتاب  مقدس (عهد جدید، مکاشفۀ یوحنا، باب های چهارم به بعد) دارد که درآن به سررسیدن صبر الاهی و فرا رسیدن روزی که ستمکاران شاهد فنای خود باشند به صورت وهمی که به سراغ یوحنای حواری می آید پیش بینی می شود. آن چه چرنوف در فصل چهارم این رمان در مورد سواران و ظهور جانور  می گوید اشاره به همین  بخش از کتاب مقدس دارد وبرای داشتن درک بهتر از سخنان او ازاین منبع  می توان بهره گرفت.


رمانِ چهار سوار مکاشفه به قلم بیسنته ایبانیث با ترجمه‌ی قاسم صنعـوی در فروست شماره‌ی 10 ادبیات داستانی جهان انتشارات سرزمین اهورایی با گرافیک و طرح جلد مجید ضرغامی منتشر شده است و به زودی در سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در غرفه‌ی ناشر رونمایی و عرضه خواهد شد.

[عاشقانه‌های بی‌نظیرِ آتیلا ایلهان در نمایشگاه کتابِ سی‌ام]

17#نمایشگاه_کتاب

 
یک کتاب بیش‌تر بخوانیم
 
هرعاشقی، شعری از آتیلا ایلهان باید در جیب‌اش باشد تا برای دلداده‌اش بخواند! این جمله‌ای است در تحسین شعرهای عاشقانه‌ی ایلهان که در ادبیات معاصر ترکیه ثبت شده است. کتاب " آبی جشمانت آسمان چه کسی است!؟" شامل شعرهای عاشقانه‌ای از آتیلا ایلهان به ترجمه‌ی همت شهبازی که به تازگی در انتشارات سرزمین اهورایی منتشر شده است و در سی‌امین نمایشگاه کتاب تهران در غرفه‌ی ناشر عرضه و رونمایی خواهد شد. آتیلا ایلهان از تاثیرگذارترین شاعران معاصر ترکیه است که در عین حال که با جریان‌های فوق معاصر بود از نظر اسلوب متمایز نشان داد. او در میان اینهمه شاعران جریان‌ساز به تنهایی سبکی منحصر به فرد پدید آورد. مضامین شعری او حول محور زندگی اجتماعی و عشق و مرگ می‌باشد که در این بین شعرهای عاشقانه‌ی او خیلی بیشتر از شعرهای دیگرش زبانزد شده است. حتی این شعرها آن قدر در دل توده جا کرده که برخی می‌گویند «هر عاشقی، یک شعری از آتیلا ایلهان باید در جیب خود داشته باشد تا آن را به دلداده‌اش بخواند». خود ایلهان می‌گفت: «عشق یک جورایی گناه مشترک است» (شعر «جدایی در میان عشق»). او تفسیری مجزا و راهی جداگانه از شاعران جریان نسل دوم شعر نو –جریانی که به راستی تجربه‌های بی‌بدیل در شعر ترکیه ایفا کرده‌اند- در این موضوع در پیش گرفت. جریان نسل دوم شعر نو ترکیه، اروتیزم را در لایه‌های زیرین شعر و در ایماژهای شاعرانه ترکیبی شاعرانه-عاشقانه بخشید. در مقابل،  آتیلا ایلهان می‌گوید در ابتدا شعرهای اروتیک نوشتم. پاره کردم. دور انداختم. باز تجربه کردم. در نهایت مسائل جنسی را با جریان‌های فردی و اجتماعی گره زدم. به نظر او دیالکتیک فردی بدون تردید حاوی مسائل جنسی در خود نیز می‌باشد. هر دوی اینها در یک آن به ادراک دیالکتیک طبیعی وارد می‌شدند. شعر «هتل امپریال» نمونه‌ی عالی در این زمینه است. عشقی فردی در میان ناملایمات اجتماعی گاه تقدیس می‌شود گاه لگدمال. شاعر ترکیبی از ویژگی‌های داستان، رمان و شعر را در جریان شعر قرار داده و عشق، با محیط و تداعی‌های مختلف تجربه می‌شود. در هتل، در داخل شهر، زیر باران، در پارک، در بندر... آتیلا ایلهان در سال1925متولد و در 2005 از دنیا رفت. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در ازمیر گذراند. مدتی به لحاظ نوشتن اشعار ناظم حکمت به یک دختر همکلاسی‌اش از تحصیل برکنار شد. دو ماه به زندان افتاد. در سال 1944 در استانبول اجازه‌ی ادامه‌ی تحصیل به وی داده شد. در سال 1946 وارد دانشکده‌ی حقوق استانبول شد. اولین شعرهایش در مجلات "توده" و "روز" به چاپ رسید. «دیوار» اولین مجموعه شعرش بود که در سال 1948 منتشر شد. در سال 1949 انجمن نویسندگان جهان از جمله ژان پل سارتر کمیته‌ای برای آزادی ناظم حکمت که در زندان بود تشکیل داد ایلهان به این جنبش پیوست و به پاریس رفت. در آنجا با زبان فرانسه و فلسفه‌ی مارکسیسم آشنا شد. بعد از فوت پدرش به ازمیر بازگشت. در آنجا سردبیر روزنامه دموکرات و مدیر انتشارات شد و در همان سال‌ها کتاب شعر «عشقبازی ممنوع» را منتشر کرد. ازدواج او در سال 1968 پانزده سال دوام نیاورد. در سال 1973 مشاور انتشارات بیلگی در آنکارا شد. سال 1981 به استانبول رفت و مدتی در روزنامه‌ی آفتاب و سپس تا سال 1996 در روزنامه‌ی میدان نویسندگی کرد....
 
از شعرهای کتاب:


هتل امپریال


هیچ اینگونه‌اش را ندیده بودم
درست به گوشت‌ و خونم وارد شدی
اعتراض دارم
می‌خواستم سلامی گرم به تو بگویم
می‌خواستم سرم را یواشکی روی زانوهایت بگذارم
چهار شب‌وروز بی‌هیچ حرفی می‌خواستم ساکت بمانم
باران می‌خواست روشن و خاموش شود
ساملند از سفر برمی‌گشت
ساعت دیواری از حرکت باز می‌ماند
قلبم از خویشتن خویش وا می‌ایستاد
هیچ اینگونه‌اش را ندیده بودم
درست به گوشت و خونم وارد شدی
اعتراض دارم

در این پاییز در هتل امپریال
این است اندوه نقطه‌نقطه‌ی شیشه‌ها
این است هستی بیهوده‌ی ما
هستیِ بسته به یک نقطه و خط
این چهارشنبه‌ی پست و رذل
برگ‌های بدبین خودکشی کرده‌اند
این تقویم بیمار و مریض
هیچ اینگونه‌اش را ندیده بودم
درست به گوشت و خونم وارد شدی
اعتراض دارم

صداهایشان در مهِ بندر خاموش می‌شود
کشتی‌ها خسته و خواب‌آلوده‌اند
صبح ساعت پنج‌ونیم است
و تو در میان دست‌هایمی
تو مثل آنها نیستی، ‌تو کسِ دیگری
هیچ چشمی مثل چشمان تو نیست
چشمانی که به خواب‌های آدم می‌آیند
قایقی سیاه در ذهنش درحال چرخش‌ست
هیچ انصافی نداری

جلوی پنجره‌ی هتل می‌ایستادی
و شهر را در میان تاریکی می‌دیدی
در تاریکی، باران را می‌دیدی
موهایت در باران خیس می‌شد خیس می‌شد
مثل شب‌های زمستان طولانیِ طولانی
حتی یک قطره اشک هم نمی‌ریختی
ماریا دولوروس می‌گریست
استانبول را باران فرامی‌گرفت
تمام یک‌ روز دنبال کار می‌گشتم
و ترانه‌ای برایت به ارمغان می‌آوردم
که گوش‌هایمان را طنین می‌انداخت

نقاشی هتل امپریال را کشیدم
غروب از شیروانی‌هایش سرریز می‌‌شد
گفته‌ بود که در مقابل دروازه‌اش بِایستی
صورتت شبیه زنبق‌ها بود
در باغ جمهوریت آدم‌ها داشتند گردش می‌کردند
یهودی‌های کوچک تپه‌باشی
ویولونیست‌های رومی آسمالی مسجد
اینگونه بدون باد ماندیم
دردی که ما اینگونه کشیدیم
دست‌ در دست هم می‌گشتیم
روزنامه‌ها پر از حوادث جنایی بود
مشتی خون به خلیج ریخته بود

سه ‌شب در هتل امپریال ماندیم
پول نداشتیم که بیش از آن بمانیم
چشمانت به چشمانم گره خورد
تاریکی یک‌جورایی تمامی نداشت
در ایستگاه سیرکه‌جی شب را صبح کردیم
آشنا و غریبه، ما را سرزنش می‌کرد
در حالیکه پیش همه‌کس رفته ‌بودیم
کسی حتی زیرچشمی هم به ما نگاه نمی‌کرد
کسی دستان‌ ما را نمی‌گرفت، کمک‌ حال‌مان نبود
هیچ اینگونه‌اش را ندیده بودم
درست به گوشت و خونم وارد شدی
قبولت دارم

 

 

کتاب آبیِ چشمانت آسمان چه کسی است، عاشقانه‌های آتیلا ایلهان با ترجمه‌ی همست شهبازی در فروست شماره‌ی 38 شعر جهان انتشارات سرزمین اهورایی با گرافیک و طرح جلدی از مجید ضرغامی باز نشر شده است و در سی‌امین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در غرفه‌ی ناشر واقع در سالن 2 راهرو 4 عرضه خواهد شد..

صفحه 1 از 32

خبرنامه اهورا

نام:

ایمیل: