انتشارات اهورا

[بیست درصد تخفیف ارسال رایگان پستی کتاب به مناسبت روز کتابخوانی]

هم نشینی به از کتاب مخواه

که مصاحب بود گه و بی گاه

به مناسبت روز و هفته کتابخوانی انتشارات سرزمین اهورایی کلیه کتب و محصولات فرهنگی خود را با 20٪ تخفیف  به  خریدارانی که تا روز 27 آبان ماه خرید خود را از سایت انتخاب کرده و از طریق تلفن سفارش دهند در سراسر ایران ارسال خواهد کرد. هزینه پست به عهده ناشر بوده و برای خریدار رایگان است.   تلفنبوک: 228866858-22866859-22882011

[زادروز نیمای نام آور پدر شعر نو گرامی باد]


٢١A-111آبان زادروز #نيما_يوشيج گرامي باد
٢٥سال است در نشر و معرفي #نيما ي جان و آثار او و ديگر شاعران معاصر ايران زمين با شما همراه هستيم. از سال ١٣٦٩ با نشر و بازتوليد #كتاب #پوستر #كارت_پستال و آثار#بصري #كتب_نفيس و #محصولات_هنري از #نيماي_نام_آور در #انتشارات_سرزمين_اهورايي و با #برند شناخته شده و صاحب سبك #اهورا همچنان در كنار شما هستيم.
.
گرم ياد آوري يا نه
من از يادت نمي كاهم
.
.

* نقاشی نیما اثر بهزاد سهرابی

انتخاب، طرح و اجرا مجید ضرغامی

اهورا کارت /// انتشارات سرزمین اهورایی // چاپ نخست 1370

( این اثر و کلیه آثار سرزمین اهورایی با برند اهورا مشمول قوانین کپی رایت بوده و برداشت و کپی از این آثار پیگرد قانونی در برخواهد داشت )

 

مجموعه ی یادداشت های نیما («حرف‌های همسایه» و...) را می‌توان به عنوان انجیل تئوری شعر و تفکر مدرن ایران به حساب آورد. شگفتا که علی‌رغم نقصان‌ها و کاستی‌های فراوانی که در حوزه‌های نظری هم‌چنان با آن دست به گریبانیم، حتی نیما هم در طی این60 ـ 50 سال، به درستی توسط پسرانش خوانده نشد! دریافت‌های بدیع، وسعت اندیشه و دید، عمق بینش و تسلط بی‌نظیرش بر مباحث مختلف حوزه‌های مورد بحث، آدم را به شگفتی وامی‌دارد. تازه باید به همه‌ی این‌ها کلامی نافذ و سحرانگیز، همراه با طعنه و طنزی ظریف را نیز اضافه نمود (و گاه حسرتی کشنده!). در هر بار مراجعه به نیما متوجه می‌شوم که او با بسیاری از موضوعاتی که من بعدها در آثار نظریه پردازان بزرگ جهان خواندم، آشنایی کافی داشت یا شخصاً به آن ها دست یافته بود......
به ویژه در مورد نیما، برای آن که به اشتباه نیفتیم لازم است با ترمینولوژی مخصوص او، در مجموع، آشنا شویم و آن وقت است که خواهیم دید منظورش از دکلماسیون طبیعی، وصف و غیره مغایرت چندانی با بخش اعظم درک و دریافت‌های امروزیِ ما و مطالبی که مثلاً در همین کتاب به آن ها پرداختیم ندارد. به عنوان مثال وصف چیزی نیست که در مقابل روایت قرار گیرد (Description در مقابل Narration) یا منظور از دکلماسیونِ طبیعی، قرار گرفتن در هنجار عادی زبان نیست. همه‌ی هدف نیما آن است که با در گذشتن از ظواهر امر، نگاه حاکم بر شعر را عوض کند و زبان زندگی را به جای زبان ادبی بنشاند.

از کتاب سخن رمز دهان / شمس آقاجانی / انتشارات سرزمین اهورایی

[بزرگ‌داشت شمس و مولانا گرامی باد]

molanaشمس تبریز که مشهورتر از خورشید است.

من که همسایه شمسم چو قمر مشهورم

 

هفتم مهر ماه روز بزرگ‌داشت شمس تبریزی و هشتم مهرماه روز بزرگ‌داشت مولانا جلال‌الدین گرامی باد. انتشارات سرزمین اهورایی که از بدو تاسیس خود در سال 1369 جایگاه ویژه‌ای به نشر آثار و تصاویر شاعران بزرگ ایران زمین اختصاص داده است ضمن ارج نهادن این روزهای ثبت شده در برگ‌های تقویم رسمی کشور امیدوار است مسئولین و مقامات فرهنگی بتوانند با برنامه‌ریزی همه جانبه و استفاده از تمام پستانسیل‌های فرهنگی و میراث عظیم ادبی به جای مانده‌ از بزرگان ادبی ایران زمین - که به‌واقع گنجینه‌های عظیم و میراث بی‌مانندی برای تمامی نسل‌های ایران و جهان هستند - بزرگ‌داشتی فراگیر در شان مقام مشاهیر و شاعران بی‌مانند ایران‌زمین برگزار کرده  و  در کنار آن از برکات وجود این عزیزان بیشترین استفاده‌ی معنوی و مادی را برای مردم خود و منطقه به ارمغان آورند.

 

* تصویر مولانا: نقاشی بهزاد سهرابی / خوشنویسی مصطفی سهرابی / انتخاب، طرح و اجرا مجید ضرغامی / اهورا کارت / انتشارات سرزمین اهورایی / چاپ نخست: 1374

[روز بزرگداشت استاد شهریار]

110-2غم دل به دوست گفت

چه خوش است شهریارا...

روز بزرگ‌داشت استاد شهریار گرامی

تصویر: نقاشی گواش اثر بهزاد سهرابی

انتخاب، طرح و اجرا مجیدضرغامی

خوشنویسی مصطفی سهرابی

از مجموعه کارت پستال و آثار بصری اهورا منتشر شده توسط انتشارات سرزمین اهورایی / چاپ نخست 1372

*روز #شعر و ادبیات فارسی گرامی باد. انتشارات سرزمین اهورایی بااحترام به #استادشهریار و تجلیل از جایگاه وی در شعر و خصوصا #غزل معاصر فارسی امیدوار است مسئولین محترم از میان گنجینه‌های ادبی ایران زمین و بزرگان ادب فارسی که درجهان شناخته شده‌اند با انتخابی شایسته، روز مناسبی مانند زادروز #حکیم_ابوالقاسم_فردوسی را به نام  روز #ادبیات و شعر فارسی اختصاص دهند.

[کتاب‌های شعر بامداد در مسیر نشر]

Tablishbamdadbooks[چراغی در دست، چراغی در دلم
... آینه‌یی برابرِ آینه‌ات می‌گذارم
تا با تو
       ابدیتی بسازم.]

اولین سری  کتاب‌های شعر شاعران جوان با فروست "کتاب های شعر بامداد "به زودی توسط انتشارات سرزمین اهورایی منتشر خواهد شد.
به گزارش پایگه اطلاع رسانی سرزمین اهورایی این انتشارات به منظور حمایت از شاعران جوان  و بر مبنای سیاست‌های فرهنگی بلند مدت خود برای اولین بار با بهره‌گیری از نظر تخصصی گروه کارشناسی (ابوالفضل پاشا،  بهزاد خواجات و محمد آزرم) از میان بیش از یکصد مجموعه شعر ارسال شده به دبیرخانه شعر بامداد ۷ کتاب از ۷ شاعر که امتیاز لازم را به دست آوردند انتخاب و در روند نشر قرار داده است.
روش انتخاب کتاب شعر و کارشناسی اشعار توسط گروه کارشناسان، طرحی است که توسط سرزمین اهورایی و مجید ضرغامی مدیر مسئول این نشر برای کم کردن ضریب خطا و رسیدن به شرایطی  مناسب  جهت چاپ مجموعه شعر جوان و شعر امروز پایه گذاری شده است. سرزمین اهورایی امیدوار است این طرح ابتکاری و حمایتی به نوبه‌ی خود  کمکی برای برون رفت از مشکلات به وجود آمده در وضعیت نشر شعر امروز ایران باشد .
در حال حاضر کتاب شاعران برگزیده‌ی فاز نخست این فراخوان با فروست کتاب‌های شعر بامداد مراحل پیش از چاپ و اخذ مجوز چاپ را طی می‌کند و فاز دوم  این طرح پس از چاپ و نشر کتاب های سری نخست، از طریق فراخوان اعلام عمومی خواهد شد.

لازم به یادآوری است پروژه‌ی چاپ کتاب از شاعرانی که تا به حال کتابی منتشر نکرده‌اند و یا تنها یک کتاب منتشر کرده‌اند با رعایت شرایط سنی مندرج در فراخوان با عنوان فروست "کتاب‌های شعر بامداد" که به مناسبت همزمانی اعلام این فراخوان با زادروز شاعر بزرگ معاصر احمد شاملو راه اندازی شده است طرحی حمایتی است برای کمک به شاعرانی که امکانات و دسترسی به ناشران مستقل جهت چاپ و نشر کتاب شعر ندارند. شاعرانی که آثار خوب آن‌ها در میان انبوه کتب متوسط تولیدی و هیاهوسالاری ارباب جراید دیده نمی‌شود. کتاب‌های شعر بامداد انتشارات سرزمین اهورایی راهی است برای کمک به شاعرانی که شعر خود را توسط کارشناسی علمی عیار زده و امتیاز لازم برای نشر را دریافت کرده‌اند. این طرح به منظور کمک به شاعرانی است که علاوه بر تمام مشکلات مادی و فرهنگی آثار قابل اعتنایی از خود به ثبت رسانده‌اند و اکنون با شبکه‌هایی که با دریافت هزینه هر اثری را بدون کارشناسی منتشر می‌کنند مواجه شده‌اند.

سرزمین اهورایی خرسند است که بیشتر شاعران انتخاب شده در طرح "کتاب‌های شعر بامداد" از شاعران محترم ساکن در شهرستان‌های ایران عزیز هستند. شاعرانی که احتمالن دسترسی کمتری به ناشران مستقل دارند. امید که این طرح حمایتی شمعی باشد روشنایی بخش بر توشه‌ی رهروان راه روشنایی...

 

[عاشقانه‌های پل الوار در سرزمین اهورایی منتشر می‌شود]

12122941 10156170823475164 8351592493811746087 n«آخرین شعرهای عاشقانه» عاشقانه‌های پل الوار به ترجمه رضا معتمدی توسط انتشارات سرزمین اهـورایی منتشر می‌شود. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سرزمین اهـورایی مجوز چاپ کتاب « آخرین شعرهای عاشقانه » با ترجمه مترجم  گرامی رضا معتمدی صادر شده است و این اثر که در مراحل آماده سازی پیش از چاپ قرار دارد به زودی برای نخستین بار در ایران با فروست شعر جهان این انتشارات منتشر می‌شود.

مترجم در بخشی از مقدمه‌ی این کتاب آورده است: "


   الوار  نام مستعار اوژن امیل پل گرندل  شاعر پرآوازه ای است که در چهاردهم دسامبر 1895 در سن دنیس فرانسه زاده شده است. بعدها در سال 1908 خانواده ی او برای اقامت به پاریس رفتند و پل دوره تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در پاریس گذراند. شانزده سال بیشتر نداشت که در سال 1911 به بیماری سل دچار شد و به ناچار تحصیل را ترک کرد و او را برای معالجه به آسایشگاه مسلولین کلاوادل   در نزدیکی شهر داوس  روانه کردند. در همین آسایشگاه بود که با دختر زیبا و جوانی بنام هلنا دیاکوناوا  که او نیز مسلول بود آشنا شد شیفته ی او گردید و نام گالا  را برای این دختر انتخاب نمود. الوار که در اوج احساسات عاشقانه ی نوجوانی خود بود خیلی زود فریفته ی این دختر شد و تمام ساعات روزهای خود را در آسایشگاه صرف بیان احساسات عاشقانه با او می کرد و از شور و اشتیاق خود برای شاعر شدن با او سخن می گفت و گالا نیز شور شاعرانه ی او را می ستود و نوید می داد که او شاعری بزرگ خواهد شد. پل جوان به گالا بعنوان منبع و سرچشمه ی الهام شعری خود می نگرد و حضور و  وجود او تکیه گاهی میگردد برای آسایش و آرامش درونی و تسکین آلام روحی این شاعر جوان و عاصی و سرکش . در همین سال ها است که با « برگهای علف » سروده ی والت ویتمن  شاعر بزرگ آمریکایی آشنا می شود و بشدت تحت تاثیر تصاویر و ایماژهای زیبای این سروده قرار می گیرد . در آوریل 1914 الوار و گالا هردو سلامت خود را باز می یابند و راهی خانه می شوند. الوار به پاریس و گالا به مسکو ولی این جدایی برای دو دلداده ی جوان بسیار سخت و جانفرسا است. در آن روزها اروپا در آستانه یک جنگ خانمانسوز قرار گرفته بود وپل نیز همانند بسیاری از جوانان خود را آماده رفتن به جبهه جنگ می کند اما شرایط جسمی اش به او اجازه نمی دهد که در خطوط مقدم جبهه

ادامه مطلب ...

[یادی از مهدی اخوان ثالث]

ای تکیه گاه و پناه
زیباترین لحظه‌های
پر عصمت و پر شکوه
تنهایی و خلوت من...
چهارم شهریور سال‌روز درگذشت شاعر بلندآوازه‌ی معاصر مهدی اخوان ثالث است. بی شک اخوان یکی از قلل دست نیافتنی شعر معاصر فارسی است. او با پیروی از شعر نیمایی و بست و گسترش واژگان خراسانی در شعر معاصر زبان خاص و انحصاری خود را خلق کرد. زبانی که بخشی از زیباترین و تاثیرگزارترین اشعار معاصر با آن بیان و نوشته شده است.
انتشارات سرزمین اهورایی خرسند است از ابتدای تاسیس خود در سال 1369 تا به امروز آثار زیبا و تاثیر گذاری با استفاده از تصاویر نقاشی شده از مهدی اخوان ثالث و اشعار او در بخش آثار بصری اهورا طراحی و منتشر کرده است. آثاری که به گواه آمار سال‌های سال است در اذهان مخاطبان خود نقش بسته و از آن‌ها به نیکی یاد می‌شود.
بخشی از این آثار را با هم مروز می‌کنیم.

* پ ن: امتیاز تمامی نقاشی‌های اهورا در اختیار نشر سرزمین اهورایی است و هر گونه برداشت از آن‌ها پیگیرد قانونی در بر خواهد داشت.

 

[به بهانه‌ی سال‌روز درگذشت نیچه]

از مقدمه‌ی کتاب "زرتشت و عاشق" عاشقانه‌های فریدریش نیچه با ترجمه علی عبداللهی، انتشارات سرزمین اهورایی:
zartoshفریدریش نیچه، فیلسوف-شاعر پرآوازه ی آلمانی، همانطور که می دانید، هرگز ازدواج نکرد، اما یکی دوبار عاشق شد. البته عشقهایی که هیچگاه به سرانجام خوش نرسیدند. مهمترین شان، شیفتگی معروف وی است به لو آندره آس سالومه ؛ زنی جسور، با سنجه های زمانه ی خود بزرگ و همزمان رازآمیز، و در عین حال سرشار از زنانگی. رابطه ی وی با نیچه، یا درست تر بگوییم رابطه ی نیچه با وی، گاه بی اندازه نزدیک بود، و گاه دستخوش کشمشکهای گوناگون ولی همواره پرتنش.
 نیچه در عشق، به طور کلی رفتاری افراط و تفریطی، متناقض و حتی شاید بشود گفت بیمارگونه داشت، و به گواه مضمون نامه هایش به لو، گاه در اظهار عشق، چنان خاکسارانه، زبونانه و منفعل  عمل می کرد، که چنان رفتاری از کسی چون او بعید به نظر می رسد، و گاه چنان بی اعتنا و مغرور از کنار ماجرا می گذشت، که انگار خود معشوقه ای کلاسیک است و باید دلداری نازش را بکشد.
گرایش آغازین اش به اظهار عشق و کنشهای مرتبط با آن، البته بی تاثیر ار نگاه رمانتیکهای قبل از وی به عشق و تصور رایج نسبت به آن در آثار غنایی نبود، انگاره ای که برای ما سخت آشناست و ادبیات کلاسیک فارسی پر از جلوه های آن است و بخشی از آن هنوز در ناخودآگاه ما وجود دارد.با آنکه ممکن است با بسیاری از گفته های نیچه در مورد زن، عشق، ازدواج و قضایای مربوط به آن چندان که باید همراه و هم راًی نباشیم، ولی بی تردید نیچه – به گواه آثار منثور و شعرهایش، درک عمیقی از عشق داشت و توانست بر سویه های ناشناخته ای از عشق پرتو بیافکند، سویه هایی که عاشقان مشهور ادبیات غنایی جهان، و شاعران عاشق پیشه یا عاشقانه سرای پیش از وی، کمتر توانسته اند به آن دست یابند.
با کندوکاوی در باورهای تند و تیز و تلخ نیچه در باب زنان و نیز در باب عشق، به دو آبشخور می رسیم که نیچه سخت وامدار و تحت تاثیر آن بود. نخست فضای خانواده و تجربه های شخصی نیچه است که در بررسی نظریاتش در باب زنان و عشق اهمیتی چشمگیر دارد. نیچه، در کودکی پدرش را از دست داد و تحت مراقبتهای ویژه و سختگیرانه ی دو زن، مادر و خواهرش الیزابت، رشد یافت. در فضایی بی اندازه زنانه و توام با تقواپیشگی کاتولیکی. پدرش کشیش بود و مادرش بی اندازه تقواپیشه و محافظه کار که در هر فرصتی از اندرز دادن به پسرش فروگذار نمی کرد، از سوی دیگر خواهرش شخصیتی سلطه جو داشت و سختگیر، و باورمند به نژاد و خون و اصالت خانوادگی.همین خصلتها بود که وی را در سالهای پایانی زندگی برادرش و پس از مرگش به سمت و سوی سامی ستیزی و گرایش به نازیها کشاند، و در دوران حیات نیچه، وادارش کرد با جدیت تمام، به سعایت، سخن چینی، سنگ اندازی و فتنه گری میان وی و لو سالومه بپردازد و از هر اقدامی در دور کردن این دو فروگذار نکند . این فتنه گریها، چنان آشکار بود که شوربختانه در نهایت نتیجه داد و رابطه ی لو و نیچه را به طور کامل از هم گسست. دلیل الیزابت هم این بود که لو بی اندازه خیره سر و گستاخ است و به درد کسی چون برادر فیلسوف اش نمی خورد.طبعاً بخشی از این برداشت الیزابت از رفتارهای لو سرچشمه می گرفت، که در زمانه ی خودش طبیعی تلقی نمی شد. لو زنی بود دورگه، روسی-آلمانی،که با فرهیختگان زمانه اش از جمله فروید و بعدها با ریلکه حشر و نشر داشت و می کوشید وارد مباحث فرهنگی فکری زمانه ی خود بشود و از قضا شنونده و مفسری آگاه هم بود، چنان که فروید در جایی از وی با عنوان"نابغه ی دریافت" اندیشه های نو یاد می کند. او رمانهای پاورقی در مطبوعات آن زمان می نوشت و نخستین زنی بود که جستاری در باب امر اروتیک به زبان المانی نگاشت. از اینها گذشته یکی از نخستین زنانی بود که به دانشگاه رفت و شاید بتوان از نخستین فیمینیستهای اروپایی هم به شمارش آورد. همین سرک کشیدن و کنجکاوی بی نظیرش بود که وی را با همسر آینده اش، آندره آس آشنا کرد که شرق شناس و ایران پژوه در خور توجهی بود با اطلاعات دست اولی که از شرق و ایران باستان داشت. لو هرگز ارتباط جسمانی تنگاتنگی با نیچه نداشت، و زمانی که رابطه اش به تمامی با نیچه از هم گسست، نیچه دچار سرخوردگی و ناکامی شدیدی شد.مدتی در این ناکامی و هجران روزگار گذراند، اما بعدها از خاکستر این ناکامی عشقی، ققنوسی زاده شد و کتاب چنین گفت زرتشت، از دل همین شوق فسرده و خاموش شده پدید آمد. کتابی ملهم از علاقه ی شدید نیچه به شرق، و متاثر از دانسته های لو و همسرش از این فرهنگ پرراز و رمز.
آبشخور دوم اندیشه های بدینانه ی نیچه نسبت به زنان، در نگاه کلی تاریخ فلسفه است که شاید بتوان گفت تاریخی است سراسر زن ستیزانه یا دستکم بی اعتنا به زنان. از افلاتون و سقراط گرفته تا هگل و کانت و مهمتر از همه آموزگار معنوی نیچه شوپنهاور، همگی در ارتباط با زنان بی اندازه بدبین و یکسونگر بودند.چنان که یا آشکارا از این بدبینی سخن گفته اند و آن را فریاد زده اند، یا دستکم در مواجهه با زنان، سکوت و خاموشی مطلق اختیار کرده اند، چه با ازدواج نکردن و چه با رابطه ی ناموفق با زنان و در نهایت کنارگذاشتن شان از زندگی خود. اما، در این میان نیچه، که فیلسوف فرهنگ و زندگی است، به وجوه تازه تری از عشق و زن در آثار خود می رسد که تا پیش از وی کمتر کسی توانسته در فلسفه به آن دست یابد. در نگاه او که در بادی امر با شوپنهاور یکسان می نماید، خصلتهای چشمگیری می بینیم که شوپنهاور هیچگاه بدان دست نیافت. بدیهی است که شوپنهاور، بی اندازه به زنان بدبین بود- البته در بدبینی او هم آبشخورهای تاریخی – فلسفی و شخصی مهمی وجود دارد که در حال حاضر جای بحثش نیست- ولی هیچگاه نتوانست در این بدبینی، به عمق روح زنان و کنش عشق نزدیک بشود. او در نظریات خود، فیلسوف تلخ و بدبینی نسبت به زنان است، اما در عمل، هیچگاه از رابطه با زنان تن نمی زند، و در بزنگاههای مختلف، حتی ممکن است به بهای نزدیک تر شدن به زنی و به دست آوردن اش، پا روی اندرزها و نظریه های پیشین خود نیز بگذارد، و همبالینی را فدای بدبینی ذاتی خودش بکند.برای اثبات این ادعا، کافی است ماجراهای عشقی مختلف شوپنهاور را بررسی کنیم، آنگاه در می یابیم که شاید آبی نمی دیده و گرنه شناگر ماهری در بحر زنان بوده است. اما نیچه، هرگز چنان رفتاری با زنان نداشت، و چنان ماجراهای عجیب و غریبی برای همبالینی را از سرنگذراند.در عوض، او روح زنان را ، مانند هر امر دیگری که به آن پرداخته و از آن نوشته ، بیشتر از هر فیلسوفی کاوید و توانست لایه های متناقضی از آن استخراج کند. همه ی آنچه گفته آمد، باز هم بدان معنا نیست که همه ی یافته های او با دریافت امروزین ما از زن نعل به نعل تطابق و همپوشانی دارد. از سوی دیگر، نیچه نه فقط روح زنان را می کاود، بلکه بسیاری از رازهای روح مردانه را نیز آشکار می کند که تا پیش از وی کمتر کسی به ساحت آن نزدیک شده است. نیچه که خود آموزگار معنوی اش در روانکاوی را داستایفسکی می داند، خود نیز در کاویدن روان آدمی دست کمی از او ندارد. بله، نیچه، سخت شیفته ی شوپنهاور بود و در بسیاری از دیدگاه هایش از او متاثر است، حتی در نگاه بدبینانه به زنان، اینها همه درست است اما نگاه نیچه، متنوع تر و لایه لایه تر از نگاه شوپنهاور است. چون او به همه چیز، نگاه عمیق تر و گسترده تری از شوپنهاور دارد و قرار است فیلسوفی باشد که آغاز پایان است و پایان آغاز.آغاز نگاه غیرنظام مند به فلسفیدن، و پایان نگاه مدرسی و سامانه مند به فلسفه و امر اندیشیدنی. از این رو ، چه آنان که با نیچه هم عقیده اند و چه آنها که چندان گرایشی به وی ندارند و حتی آنها که از بنیاد با وی مخالف اند، برای آگاه شدن از نگاه او به هستی به طور اعم و به عشق و زن و خانواده و ازدواج به طور اخص، چاره ای جز خواندن آثارش ندارند و شعرهایش در این میان به سبب عمق مضمونی و بلاغت بی مانند زبانی-غنایی شان، جایگاه ویژه ای دارد و کمتر گلچین شعری از او در زبان آلمانی می یابیم که یکی دو یا چند شعر نیچه در آن  نباشد. عاشقانه های او را در این دفتر به همین قصد از سایر اشعارش جدا کردم تا به سهم خود تصویری از نیچه ی عاشق را به خواننده ی فارسی نشان بدهم...

 

[یادی از شاعر بزرگ معاصر احمد شاملو]

دوم مرداد شانزدهمین سالروز درگذشت احمد شاملو است. با یادی از بامداد و مرور بخشی از آثار بصری انتشارات سرزمین اهورایی که با تصویر و آثار شاعر از سال 1369 تا امروز منتشر شده است.

 

[اولگا، یک رمان ایتالیایی بی‌نظیر]

photo 2016-06-21 16-41-50"نشستم روی پله‌ها و یه کم فکر کردم ، واسه اینکه همه آدم های عاقل فکر می کنن. اوگو می گه که اگه عاقل نباشی حتی یه لیر هم نمی تونی پول در بیاری ، می گه اون هیچ وقت نتونست فکر کنه ، چرا که باید حواسش به این باشه که نامه ها رو به آدرس های درست تحویل بده. اینطوری هست که مجبور شد فقیر بمونه ، اما اون خوشحال هستش.
من اما هم فقیر هستم هم غمگین ، آدم ها وقتی خوشحال هستن که یه اتفاق خوب براشون بی افته ، اووقت هست که مهربون میشن و می خندن ، تازه بهت چشمک هم میزنن. اما وقتی که اون چیز خوب تموم میشه ، دوباره غمگین میشن و حتی بهت سلام هم نمی کنن . اگر هم ازشون چیزی بخوای یا بهت بد جواب می دن یا اصلا جواب نمی دن.
من دوست دارم همیشه خوشحال باشم ، حتی وقتی که بقیه ناراحتم می کنن.
من سه بار تو زندگیم خوشحال بودم ، که هر سه بارش هم به لطف فرانکو بوده ، اون همیشه خوشحال هست ، آخه اصلا مثل بقیه نیستش. مثل مردها داد نمی زنه ، مثل زن ها گریه نمی کنه ، اون همیشه می خنده ، درست مثل فرشته ها...
وقتی با اون هستم احساس می کنم بالای بالا هستم ؛ درست وسط آسمون.
اما شاید اون می خواد تنها پرواز کنه ، واسه همینم هست که دیگه سراغم نمیاد.
اینجا یه تار عنکبوت گند هستش ، من هم هستم و یه تاریکی حسابی . از اون تاریکی هایی که یه ذره هم توشون نور نیست.
من تاریکی رو دوست دارم ، واسه اینکه همه چیز رو نامرئی می کنه. وقتی تاریکی هست همه چیز ناپدید میشه  ، آدم ها ، پله ها و دقیقا همه چیز. هیچ چیزی نمی مونه جز فکر ها.
اینطوری میشه که من فکر می کنم ، من تقریبا همیشه فکر می کنم و اگه به یه چیزی فکر کنم ، کلی فکر دیگه هم همزمان سر می رسن... "

اولگا، نویسنده کیارا زوکی، مترجم میثم سراج، انتشارات سرزمین اهورایی

اولگا را از کتاب‌فروشی‌های شهر و محل خود تهیه کنید و به آن‌هایی که ندارند اطلاع دهید آن را از پخش کتاب ققنوس و گسترش بخواهند.

صفحه 1 از 28

خبرنامه اهورا

نام:

ایمیل: